Sourire

میزی برای کار|کاری برای تخت|تختی برای خواب|خوابی برای جان|جانی برای مرگ|مرگی برای یاد|یادی برای سنگ|این بود زندگی؟؟؟

Sourire

میزی برای کار|کاری برای تخت|تختی برای خواب|خوابی برای جان|جانی برای مرگ|مرگی برای یاد|یادی برای سنگ|این بود زندگی؟؟؟

سلام خوش آمدید

۱۰ مطلب در بهمن ۱۳۹۵ ثبت شده است

یکشنبه‌ی گذشته تیم محبوبم استقلال تهران، با یک بازی زیبا و منطقی تونست با تیم جوون و پر استعدادش تیم پرسپولیس رو قاطعانه ببره. گلهای استقلال به زیبایی هرچه تمام‌تر زده شد. در اون طرف گل اول پرسپولیس بسیار زیبا بود اما گل دوم خطا بود و در واقع بازی باید ۳-۱ تمام می‌شد. باید اعتراف کنم که برد در مقابل السد قطر و پرسپولیس شیرین‌ترین بردهایی بود که تا حالا تجربه کرده بودم و خیلی کیف داشت.
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
زمانی‌ در بچگی باغ انار بزرگی داشتیم؛ اواخر شهریور بود، همه فامیل اونجا جمع بودن .اون روز تعداد زیادی از کارگران بومی در باغ ما جمع شده بودن برای برداشت انار، ما بچه ها هم طبق معمول مشغول بازی کردن و خوش گذروندن بودیم! بزرگترین تفریح ما در این باغ، بازی گرگم به هوا بود اونم بخاطر درختان زیاد انار و دیگر میوه ها و بوته ای انگوری که در این باغ وجود داشت، بعضی وقتا میتونستی، ساعت ها قائم شی، بدون اینکه کسی بتونه پیدات کنه!  بعد از نهار بود که تصمیم به بازی گرفتیم، من زیر یکی از این درختان قایم شده بودم که دیدم یکی از کارگرای جوونتر، در حالی که کیسه سنگینی پر از انار در دست داشت، نگاهی به اطرافش انداخت و وقتی که مطمئن شد که کسی اونجا نیست، شروع به کندن چاله ای کرد و بعد هم کیسه انارها رو اونجا گذاشت و دوباره این چاله رو با خاک پوشوند، دهاتی ها اون زمان وضعشون خیلی اسفناک بود و با همین چند تا انار دزدی، هم دلشون خوش بود!با خودم گفتم، انارهای مارو میدزی! صبر کن بلایی سرت بیارم که دیگه از این غلطا نکنی، بدون اینکه خودمو به اون شخص نشون بدم به بازی کردن ادامه دادم، به هیچ کس هم چیزی در این مورد نگفتم!غروب که همه کار گرها جمع شده بودن و میخواستن مزدشنو از بابا بگیرن، من هم اونجا بودم، نوبت رسید به کارگری که انارها رو زیر خاک قایم کرده بود، پدر در حال دادن پول به این شخص بود که من با غرور زیاد با صدای بلند گفتم: بابا من دیدم که علی‌ اصغر، انارها رو دزدید و زیر خاک قایم کرد! جاشم میتونم به همه نشون بدم، این کارگر دزده و شما نباید بهش پول بدین!پدر خدا بیامرز ما، هیچوقت در عمرش دستشو رو کسی بلند نکرده بود، برگشت به طرف من، نگاهی به من کرد، همه منتظر عکس العمل پدر بودن، بابا اومد پیشم و بدون اینکه حرفی بزنه، یه سیلی زد تو صورتم و گفت برو دهنتو آب بکش، من خودم به علی اصغر گفته بودم، انارها رو اونجا چال کنه، واسه زمستون! بعدشم رفت پیش علی اصغر، گفت شما ببخشش، بچس اشتباه کرد، پولشو بهش داد، 20 تومان هم گذاشت روش، گفت اینم بخاطر زحمت اضافت! من گریه کنان رفتم تو اطاق، دیگم بیرون نیومدم!کارگرا که رفتن، بابا اومد پیشم، صورت منو بوسید، گفت میخواستم ازت عذر خواهی کنم! اما این، تو زندگیت هیچوقت یادت نره که هیچوقت با آبروی کسی بازی نکنی... علی اصغر کار بسیار ناشایستی کرده اما بردن آبروی انسانی جلو فامیل و در و همسایه، از کار اونم زشت تره!شب علی اصغر اومد سرشو انداخته پایین بود و واستاده بود پشت در، کیسه ای دستش بود گفت اینو بده به حاج آقا بگو از گناه من بگذره!کیسه رو که بابام بازش کرد، دیدیم کیسه ای که چال کرده بود توشه، به اضافه همه پولایی که بابا بهش داده بود...        امام علی (علیه السلام) به مالک اشتر:   ای مالک! اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی، فردا به آن چشم نگاهش مکن شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی...
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
ساعتی پیش تیم محبوبم استقلال ایران در مقابل السد قطر بعد از ۱۲۰ دقیقه بازی زیبایی که جوانان این تیم به نمایش گذاشتند در ضربات پنالتی تونست السد رو ببره. شادی هواداران استقلال بسیار دیدنی بود. اگرچه خود من هم بعد از پایان ۹۰ دقیقه می‌گفتم که با این بازی زیبا حتی اگر استقلال ببازد هم عیبی ندارد چرا که زیبا بازی کرد، اما واقعیت این بود که اگر استقلال این بازی را نمی‌برد همه‌ی ما شب تلخ و سختی را پشت سر می‌گذاشتیم...به امید پیروزی‌های پیاپی و قهرمانی مجدد استقلال در آسیا...
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
حسن جوهرچی بازیگر سینما و تلویزیون ایران درگذشت...مثل همیشه خبر کوتاه بود و بسیار تلخ و باور نکردنی...در این چند مدت گذشته سعی کردم واکنشی نسبت به اخبار تلخ پیرامونم در وبلاگم نشان ندهم... پلاسکو... کاظم افرندنیا... حسن جوهرچی... آخر اصلاً چه می‌توان گفت؟ معروف است که :"سالی که نکوست از بهارش پیداست..."اما بهار ۱۳۹۵ شمسی چندان هم نکو آغاز نشد... سالی که با خبرهای تلخ آغاز شد و تلخی‌اش را حفظ کرد و حالا دارد با خبر تلخ دیگری رو به پایان می‌گذارد...حسن جوهرچی:حسن جوهرچی بازیگر سینما و تلویزیون صبح امروز ۱۵بهمن۹۵ دار فانی را وداع گفت. وی به دلیل بیماری و عارضه کبدی در بخش ICU بستری بود. جوهرچی در سال ۱۳۴۷ در یک خانواده اردبیلی در تهران متولد شد. لیسانس عکاسی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران دارد. بازی در سینما را در سال ۱۳۶۷ با «فیل در تاریکی» که بعد از پانزده سال کامل شد شروع کرد. اولین بازی مطرح او در سینما در سال ۱۳۷۰ با فیلم «برخورد» به کارگردانی سیروس الوند بود.روح تمام عزیزانی که در سال ۹۵ دستشان از دنیا کوتاه ماند شاد باد...
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
دیروز اولین روزی بود که بعد از مدت‌ها پایم را به دانشگاه میگذاشتم. چه روز سختی بود... و امروز و در این لحظه هم دانشگاه هستم. ساعت ۱ تا ۳ کلاس محاسبات عددی داشتم و ساعت ۵ هم علم مواد دارم... حیاط دانشگاه را سر پوشیده کرده‌اند و بخاری هم دارد. قبلا نداشت..!! تنها روی صندلی کنار بخاری لم داده‌ام و حسرت روزهای گذشته را می‌خورم... هم دوره‌ای‌ها لیسانسشان را گرفته‌اند اما من هنوز اندر خم همان کوچه اول هستم....چهره‌ها دیگر آشنا نیستند... حس غربتی که الان دارم مرا بیاد غروب‌های دل‌گیر پادگانمان در بیرجند می‌اندازد....چقدر عقب افتاده‌ام از زمان...و جبرانش چه دشوار است...گرچه نشدنی نیست و نا امید شیطان است..!!!
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
نه تو می مانینه اندوهو نه ، هیچ یک از مردم این آبادیبه حباب نگران لب یک رود ، قسمو به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشتغصه هم  ، خواهد رفتآن چنانی که فقط ، خاطره ای خواهد ماندلحظه ها عریانندبه تن لحظه خود ، جامه اندوه مپوشان هرگزتو به آیینهنهآیینه به تو ، خیره شده استتو اگر خنده کنی ، او به تو خواهد خندیدو اگر بغض کنیآه از آیینه دنیا ، که چه ها خواهد کردگنجه دیروزت ، پر شد از حسرت و اندوه و چه حیفبسته های فردا ، همه ای کاش ای کاشظرف این لحظه ، ولیکن خالی استساحت سینه ، پذیرای چه کس خواهد بودغم که از راه رسید ، در این سینه بر او باز مکنتا خدا ، یک رگ گردن باقی استتا خدا مانده، به غم وعده این خانه مدهشاعر : کیوان شاهبداغ خانپی‌نوشت:این شعر بسیار زیبا در تلگرام برای من ارسال شد و البته با نام سهراب سپهری بزرگوار! از آنجایی که عموماً اشعار و مطالبی که به نام بزرگان در فضاهای مجازی منتشر می‌شود خلاف واقع است و آن بزرگواران هرگز آن شعر را نسروده و یا آن سخن را نفرموده‌اند -مثال تکه سخنان زیبایی که بنام مرحوم حسین پناهی عزیز و یا خسرو شکیبایی مهربان و... منتشر می‌شود- کنجکاو شدم که ببینم واقعاً این شعر سروده سهراب است یا خیر؟! البته از لحاظ فنی که تفاوت‌ها را متوجه نمی‌شوم اما حال و هوای شعر شبیه حال و هوای اشعار سهراب است... در نهایت اما ، با جستجوی کوچکی متوجه شدم شاعر این شعر زیبا نامش کیوان شاهبداغ است. خوب است که قبل از بازنشر و لمس کلید Forward فکر کنیم که آیا مطلبی که در انتشارش سهیم می‌شویم درست است یا نه؟!بعدتر نوشت:دو مصرع آخر بسیار دلنشین و پرمعناست:تا خدا ، یک رگ گردن باقی استتا خدا مانده، به غم وعده این خانه مده
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
یکی از دوستان در تلگرام پیامی فرستاد که باز نشرش خالی از لطف نیست:در کشور دانمارک با قطار سفر میکردم. بچه‌ای بسیار شلوغ می‌کرد ؛خواستم او را آرام کنم به او گفتم اگر آرام باشد برای او شکلات خواهم خرید. آن بچه قبول کرد و آرام شد. قطار به مقصد رسید و من هم خیلی عادی از قطار پیاده شده و راهم را کشیدم و رفتم. ناگهان پلیس مرا خواند و اعلام نمود شکایتی از شما شده مبنی بر اینکه به این بچه دروغ گفته ای، به او گفته‌ای شکلات میخرم ولی نخریدی ...!با کمال تعجب بازداشت شدم! در آنجا چند مجرم دیگر بودند مثل دزد و قاچاقچی! آنها با نظر عجیبی به من می‌نگریستند که تو دروغ گفته ای آن هم به یک بچه! به هر حال جریمه شده و شکلات را خریدم و عبارتی بر روی گذرنامه ام ثبت کردند که پاک نمودن آن برایم بسیار گران تمام شد ...!.آنها گدای یک بسته شکلات نبودند، آنها نگران بدآموزی بچه شان بودند و اینکه اعتمادش را نسبت به بزرگترها از دست بدهد و فردا اگر پدر و مادرش حرفی به او زدند او باور نکند! اما در کشور ما، گول زدن به عنوان روش تربیتی استفاده می شود ...وقتی بچه زمین می‌خورد و والدین زمین را کتک می‌زنند تا کودک آرام شود (کار تربیتی بسیار اشتباه)، وقتی می‌گویند اگر فلان کارو بکنی لولو میاد، اگر با غریبه حرف بزنی می‌دزدنت، اگر فلان کارو کنی کلاغِ به بابات خبر میده ...یک طفل معصوم باید در ایران گول بخورد تا یاد بگیرد چگونه گول بزند یا گول نخورد ... دکتر محمدعلی ایزدی
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
آورده‌اند که روزی چکاوکی به صاحبش گفت که اگر مرا رها کنی ۳ پند به تو خواهم آموخت.مرد قبول کرد و چکاوک گفت:پند اول اینکه هرگز حرف محال را باور نکنی.مرد که از این پند خوشش آمده بود چکاوک را رها کرد. چکاوک روی شاخه‌ای نشست و گفت اکنون پند دوم:هرگز حسرت گذشته و چیزی که از دست داده‌ای را نخور.سپس گفت :من درونم دری ۳۰۰ گرمی داشتم که تو می‌توانستی با آن به اموال زیادی برای خود و خانواده‌ات دست پیدا کنی و حالا که مرا رها ساخته‌ای این سعادت از دستت رفته است.مرد شروع کرد به شیون و زاری و افسوس که چرا چکاوک را رها ساخته است.چکاوک گفت:مگر نگفتم هرگز حسرت چیزی که از دست رفته را نخور و همچنین مگر نگفتم که حرف محال را باور نکن؟ من کلاً 100 گرم بیشتر وزن ندارم! چطور دری ۳۰۰ گرمی را درون خود جای داده‌ام.مرد وقتی متوجه شد که چکاوک دروغ گفته و دری وجود نداشته سکوت کرد و از اینکه چیزی از دست نداده خوشحال شد. سپس به چکاوک گفت:پند سومت چیست؟چکاوک پاسخ داد با آن دو پند اول چه کردی که سومی را به تو بگویم؟!
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
روز دوشنبه برای خرید مودم TD-LTE ایرانسل در جشنواره‌ای که گذاشته بود اقدام کردم و روز سه‌شنبه این مودم به دست من رسید. البته سیم‌کارتش فعال نبود و امکان اتصال نداشت تا این لحظه. به محض اتصال اولین کاری که کردم تست سرعت بود. در منزل ما مودم ۳ خط از ۴ خط آنتن موجود روی مودم  روشن بود و این هم نتیجه‌ی تست سرعت اتصال:[http://www.aparat.com/v/SChrB]البته این احتمال وجود داره که با جابجا کردن مودم بطوریکه احتمالا هر ۴ خط پر بشه سرعت دانلود افزایش پیدا کنه. تست سرعت نمایش داده شده در فیلم نتیجه‌ای است که سایت ایرانسل ارائه میده ؛ مشابه این تست رو در اینجا هم انجام دادم و این هم نتیجه :پی نوشت:با توجه به هزینه‌ای که پرداختم و مقایسه‌ی اون با گزینه‌هایی که در ایران و در این منطقه پیش روی من بود خرید بسیار با صرفه‌ای بود. در محله‌ی ما که منطقه ۱۷ تهران است اینترنت ADSL فقط از طریق مخابرات قابل ارائه است که برای اشتراک سرعت ۱ مگ اسمی (با سرعت دانلود ۱۲۰ کیلوبیت) بابت هر گیگ ۳۸۰۰ تومان باید پرداخت که بعد از یکسال اشتراک و قطعی و وصلی‌های مکرر و سرعت پایین از تمدیدش خودداری کردم و بعد از اون هم از بسته‌های اینترنت همراه ایرانسل استفاده کردم که میانگین با در نظر گرفتن بازه‌ی زمانی متفاوت و میزان حجم خریداری شده تقریبا هر گیگ بین ۳ تا ۴۰۰۰ تومان پرداخت می‌کردم. اما حالا برای ۱۵۰ گیگ یکساله که ۵۰ گیگش شبانه است ۱۷۷۰۰۰ تومان پرداخت کردم. بدون لحاظ کردن حجم شبانه یعنی ۱۰۰ گیگ ۲۴ ساعته‌ای که این بسته داره یعنی بابت هر گیگ ۱۷۰۰ تومان پرداخت کردم و این رو هم باید در نظر گرفت که چه سرعتی رو حالا در اختیار دارم. البته هنوز هم اینترنت در ایران بسیار گران است و این فقط مقایسه‌ی بین گزینه‌های پیش روی من بود و دلیلی برای رضایت از میزان هزینه‌ی اینترنت نیست. چرا که در دنیا هزینه‌های بسیار پایین‌تری پرداخت میشه!بعدتر نوشت:این آخرین تست سرعتیه که با آنتن پر زمانی که مودم رو در نزدیکی پنجره گذاشتم گرفتم. و این حد نهایی سرعت دریافتی منه.
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
آورده‌اند که روزی خانمی طوطی‌ای خرید و به خانه برد.روز بعد  آن خانم به مغازه برگشت و به فروشنده گفت که طوطی حرف نمی‌زند. فروشنده گفت: "آیا در قفس طوطی آینه هست؟" و آن خانم پاسخ داد نه! سپس فروشنده یک آینه به او داد.روز بعد همان خانم برگشت و گفت: "باز هم طوطی صحبت نمی‌کند!". فروشنده پرسید: "آیا در قفس طوطی نردبان هست؟". خانم پاسخ منفی داد و فروشنده گفت باید یک نردبان برای طوطی خود بخرید چرا که طوطی‌ها عاشق نردبان هستند و سپس یک نردبان به آن خانم داد.صبح روز بعد مجدداً خانم برگشت و با ناراحتی گفت که هنوز هم طوطی صحبت نمی‌کند. فروشنده با تعجب پرسید: "نکند درقفس طوطی تاب نگذاشته‌اید. اگر این تاب را هم ببرید بعد از کمی تاب خوردن طوطی شما طوری سخن می‌گوید که تحسین همه را بر خواهد انگیخت!". آن خانم با ناراحتی و بی‌میلی تاب را هم خرید و به خانه برد و روز بعد با چهره‌ای در هم به مغازه برگشت.فروشنده با تعجب پرسید:آیا هنوز هم طوطی شما صحبت نمیکند؟خانم پاسخ داد:چرا!! ولی طوطی مُرد... و قبل از مرگ گفت: آیا در آن مغازه غذایی برای طوطی وجود نداشت؟!!!پی نوشت:این حکایت پندآموز رو امروز صبح توی رادیو شنیدم.
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad

I am sweet, but honey is you . Flower is me , but fragrance is you . Happy I am but reason is YOU
-----------------------------
پرواز کن آنگونه که می‌خواهی ...
وگرنه پروازت می‌دهند آنگونه که می‌خواهند ...
------------------------------
این شعاری بود که سالها توی وبلاگم نوشته بودم ... از هواداران و اعضای پیشین باشگاه هواداران پرشین‌بلاگ هستم. بعد از چند سال وبلاگ نویسی مداوم به دلایلی کوچ کردم به این وبلاگ جدید ... وبلاگی جدید در محیط و سرویسی جدید ... همچون بهاری که همراه عشق به زندگیم پای گذاشت بهاری جدید را در زندگی مجازیم تجربه خواهم نمود... این بار اما از گذشته ها گذشته‌ام(!) و به حال رسیده‌ام و به فردایی بهتر برای ''ما" می‌اندیشم...
-----------------------------
چه تقدیری از این بهتر..؟
من از عشق تــــــو می‌میرم..!
-----------------------------
این وبلاگ در گذشته در سیستم وبلاگ‌دهی میهن‌بلاگ آریوداد نام داشت و در آدرس http://Ariodaad.MihanBlog.Com منتشر میشد که با اعلام تعطیلی سایت میهن‌بلاگ ، با نام و آدرس فعلی در اینجا به راه خود ادامه می‌دهد! بنابراین دیدن نام و آدرس وبلاگ قبلی روی بخش زیادی از تصاویر این وبلاگ امری عادی است!

بایگانی