Sourire

میزی برای کار|کاری برای تخت|تختی برای خواب|خوابی برای جان|جانی برای مرگ|مرگی برای یاد|یادی برای سنگ|این بود زندگی؟؟؟

Sourire

میزی برای کار|کاری برای تخت|تختی برای خواب|خوابی برای جان|جانی برای مرگ|مرگی برای یاد|یادی برای سنگ|این بود زندگی؟؟؟

سلام خوش آمدید

۳۲ مطلب با موضوع «دانلود - Download» ثبت شده است

امن‌ترین پیام‌رسان دنیا

پیام‌رسان‌ها اپلیکیشن‌هایی هستند که در ابتدا با هدف آنچه که از نامشان بر می‌آمد ، یعنی پیام‌رسانی فوری به وجود آمدند. شاید تا حدودی بتوان گفت که بیسفون ایرانی و بعدها بصورت کمی جهانی‌تر ، تلگرام (در دنیا تلگرام به اندازه آنچه که در ایران محبوب است محبوبیت ندارد) ، تعریف جدیدی از پیام‌رسانی را ارائه دادند که در آن علاوه بر پیام‌رسانی بصورت کاربر به کاربر ، کاربر به گروهی از مخاطبان (کانال) نیز میسر شد.

اگر کمی تأمل کنید می‌بینید که در دنیای امروز هر آنچه که نیازهای ما را بهتر ، سریع‌تر و راحت‌تر بر طرف می‌سازند به همان اندازه نیز امنیت اطلاعاتی ما را به خطر انداخته یا خود از اطلاعات ما کسب درآمد می‌کنند بدون آنکه خیلی از ما کاربران توجهی به این موضوع داشته باشیم.

بطور مثال همه تقریبا می‌دانیم که گوگل چگونه با انواع خدمات خوب و محبوبی که در اختیار ما قرار می‌دهد ، به نوعی نیز ما را در سیطره خود گرفته و تقریبا اجازه خروج ما را از محدوده‌ای که برایمان تعریف کرده نمی‌دهد! این نه به معنای اجبار مستقیم که معنای اجبار مفهومی و عملی است! هر کدام از بسیاری اکانت یا حساب‌های Cloud متصل به حساب کاربری خود در گوگل داریم. با امکاناتی که گوگل در اختیار ما قرار می‌دهد فارغ از اینکه کجا هستیم و چه اتفاقی برای سایر دستگاه‌های ما افتاده ، می‌توانیم از طریق حساب گوگل خود ، مخاطبان ، پیام‌ها ، حساب‌ها و... را مدیریت کنیم و یا مثلا از دسترس دستگاهی که گم کرده‌ایم خارج نماییم تا مورد سوء استفاده قرار نگیریم! در ازای همه اینها گوگل به انبوهی از اطلاعاتی که می‌دانیم یا حتی اصلا فکرش را نمی‌کنیم دسترسی داشته و از آنها سوء استفاده در جهت پیشبرد اهدافش می‌کند!

این تنها یک مثال از هزاران امکانات خوب و محبوب است که در ازایش مشخص نیست چه حجم از اطلاعاتمان را در اختیار غول‌های اطلاعاتی قرار می‌دهیم.

حال برگردیم به مبحث پیام‌رسانی!

در دنیا برای جلوگیری از سوء استفاده‌های بیشتر از اطلاعات کاربران ، مچموعه‌های غیر انتفاعی‌ای در طول سال‌ها شروع به فعالیت نموده‌اند و بصورت مشارکت عمومی سعی در افزایش امنیت اطلاعات کاربران می‌نمایند.

یکی از این مجموعه‌های غیر انتفاعی چند سالی است در حوزه پیام‌رسانی حرف اول در حوزه امنیت اطلاعات را می‌زند و عنوان امن‌ترین پیام‌رسان دنیا برازنده این اپلیکیشن است!

در ادامه این نوشته پاسخ چند سوال داده خواهد شد:

- محبوب‌ترین پیام‌رسان‌ها در بین ایرانی‌ها تا چه حد به امنیت کاربرانشان اهمیت می‌دهند؟

- کدام پیام‌رسان‌ها پیام‌های ارسالی را رمزگذاری می‌کنند تا قابل رویت توسط کسی نباشند؟

- آیا واقعا پروتکل امنیتی END TO END ENCRYPTION واتس‌اپ درست کار می‌کند؟

  • ۰ نظر
  • ۰۳ شهریور ۹۹ ، ۰۶:۵۷
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
تیم محبوب و پر طرفدار و پر افتخار استقلال تهران به عنوان تنها تیم ستاره‌دار ایران با دو عنوان قهرمانی در جام باشگاه‌های آسیا است. در پیام‌رسان ایرانی سروش کانال هواداری راه‌اندازی شده تا هواداران این تیم محبوب در جریان آخرین اخبار مرتبط قرار گیرند. برای عضویت در این کانال به آدرس مراجعه نمایید. http://sapp.ir/esteghlal.fc.fans
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
تم زیبای پیام‌رسان سروش که رنگ غالب بکار رفته در آن قرمز است برای کاربرانی که عاشق این رنگ انرژی بخش و به خصوص طرفدار تیم محبوب پرسپولیس هستند.این تم رو خودم طراحی کردم و بازنشر این تم با ذکر نام و آدرس منبع مجاز است.دانلود از اینجادانلود تم‌های بیشتر در کانال رنگارنگ اپلیکیشن سروش:http://sapp.ir/Radio.Rangarang
  • ۰ نظر
  • ۱۴ شهریور ۹۶ ، ۰۲:۰۳
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad

تم زیبای پیام‌رسان سروش که رنگ غالب بکار رفته در آن آبی است برای کاربرانی که عاشق این رنگ آرامش‌بخش و به خصوص طرفدار تیم محبوب استقلال هستند.این تم رو خودم طراحی کردم و بازنشر این تم با ذکر نام و آدرس منبع مجاز است.دانلود از اینجادانلود تم‌های بیشتر در کانال رنگارنگ اپلیکیشن سروش:

http://sapp.ir/Radio.Rangarang***

نرم افزار پیام رسان ایرانی سروش را از اینجا دانلود نمایید.

  • ۱ نظر
  • ۰۹ شهریور ۹۶ ، ۰۰:۱۲
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
در سری دوم مسابقه جادوی صدا ، افشین زی‌نوری به صورت مخفیانه در دو نقش به صورت همزمان صداپیشگی کرد. واکنش داوران این مسابقه در ویدیوی زیر تماشا کنید.
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad

دیروز رفتم دانشگاه و طبق معمول استاد برای بعد از ظهر کلاس فوق‌العاده گذاشت ؛ من ترجیح دادم بمونم دانشگاه و دیگه بر نگردم خونه و باز برگردم دانشگاه.در طول این دوره‌ای که دانشگاه میرم چه دانشگاه بالا و چه دانشگاه پایین تا دیروز از بوفه خرید نکردم بجز موارد جزیی خرید کیک و نسکافه اونم به تعداد انگشت‌های یک دست هم شاید نمیرسید.دیروز از روی اجبار رفتم بوفه و نمی‌دونستم دقیقاً برای نهار اونجا چیزی پیدا میشه یا نه؟! چون عادت داشتم یا کلاس‌هامو صبح بردارم یا بعد از ظهر جوری که به نهار نخورم! خلاصه رفتم بوفه و یک نگاهی کردم دیدم کیک بگیریم با نسکافه فایده نداره. گرسنم بود گفتم ببینم منوی غذاییش چیه؟ دیدم به احتمال قوی از توی ساندویچ‌های همبرگر و چیزبرگر و دوبل برگر که پایه همبرگری دارن احتمال قوی ساندویچ قابل خوردنی در نمیاد (!) و معلوم نیست توی همبرگرهاش چی باشه. گفتم باز فلافل یه ترکیب مشخصی داره و احتمال آشغال کمتری توش هست اما زهی خیال باطل!بعد از چند دقیقه معطلی ساندویچی به دستم رسید که از همون اول نصف شده بود!! تکه‌ی بالایی نون از تکه‌ی پایینی نون جدا شده بود و ضمنا محتویات ساندویچ بیشتر توی فویل آلومینیومیش ریخته بود. راستش همون اول خواستم ساندویچ رو با همون شرایط بکوبم تو سرش و بگم نمی‌خوام! گفتم چه میشه کرد؟ بوفه‌ی دانشگاهه دیگه. نشستم روی یه صندلی و به عادت معهود -همیشه عادت دارم قبل از خوردن ساندویچ محتویات توش رو ببینم که مطمئن بشم چی دارم میریزم تو معدم!- لای ساندویچ رو باز کردم و دیدم چندتا فلافل به شکل سنگ پاهای قدیمی به رنگ سیاه لای نونه!! گرسنم بود و حس داد و بیداد نداشتم ؛ تو دلم گفتم تا من باشم که این اولین و آخرین بارم باشه از بوفه‌ی دانشگاه خرید می‌کنم. اما گاز اول رو که زدم بوی زخم تخم مرغ و پیاز فراوانش زد توی ذوغم! هی شیطون رو لعنت فرستادم گاز دوم رو که زدم دیدم حالت تهوع داره بهم دست میده! اما من دستم رو کشیدم عقب و زرنگی کردم و بهش دست ندادم!!! یه نگاه که به ساندویچم انداختم گفتم گور بابای پولی که دادم!! انداختمش توی سطل آشغال...آخرش نفهمیدم اونجا سالن بوفه و غذاخوری دانشگاه بود یا سالن آشغال‌خوری؟! نشریه الکترونیکی کافه داستان به تازگی شروع به فعالیت کرده و بهتون پیشنهاد میکنم از اینجا دو شماره‌ی نخست این نشریه رو دانلود کنید.دانلود شماره‌ی نخستدانلود شماره‌ی دوملینک پایگاه کافه داستان

  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad

مدت ها بود که دلم میخواست یک داستان کوتاه بنویسم اما ایده ای به ذهنم نمی رسید. از اونجا که نویسنده هم نیستم ، گاهی چند سطری می نوشتم و بدون اینکه ادامه بدم کنار میگذاشتم. البته گاهی هم یک چیزهایی می نوشتم اما خب خوشم نمیومد و یا منو راضی نمی کرد و بنابراین به زباله دانی معرفی می شد! در واقع ارزش فکر کردن رو نداشت!اما چند وقت پیش یک ایده ای به ذهنم رسید که شروع کردم به نوشتن! با اینکه داستان 20 صفحه است ولی بجز ابتدای داستان که یک صفحه بیشتر نبود تو این مدت 3 بار داستان رو به شکل های مختلف ادامه دادم و تموم کردم!! اما یه جورایی حس میکردم خوشم نمیاد. حس تکراری بودن بهم دست میداد. فقط از خوندن دوباره ی آخری حس خوبی داشتم. بعد خواستم توی وبلاگم بنویسم اما گفتم بذار کمی خودم رو تحویل بگیرم و سر و شکلی بهش بدم! ویرایش کردم ، پاراگراف بندیش کردم و... تا شد اینی که می بینید. البته تو پیشگفتار نوشتم که دوست دارم بازخوردها رو ببینم ؛ اما اولین بازخوردها اینقدر تو ذوقم زد که حتی منصرف شدم از انتشارش توی وبلاگم!!با این حال وقتی الان نگاهش کردم بخاطر وقتی که براش گذاشتم دلم گرفت گفتم بذارم توی وبلاگم. نمیکشنم که!! فوقش میگن چقدر بد بود یا یکمی سانسوری تر از این! اگر خوشتون اومد که تعریف کنید ازم خوشحال شم! اگرم خوشتون نیومد نظر واقعیتون رو بی تعارف بگید! من که خورد تو ذوقم قشنگ کورش کنید راحت بشید!! من اصلا نویسنده نیستم که ناراحت بشم! اینم که رو جلد جلوی نویسنده اسمم رو نوشتم برای قُمپُز در کردنه فقط مثل سری قبل فقط از همین لینک برای دانلود استفاده کنید. این کتاب هم در دو قالب PDF و EPUB هستش. رمز خارج کردن فایل از حالت فشرده :Password: Ariodaad.MihanBlog.Com

  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
بسیاری از اوقات برای کاربران اوبونتو / لینوکس پیش اومده که با پخش زیرنویس فیلم‌ها مشکل داشتند. در واقع زیرنویس متنی رو نشون میده که خوانا نیست و به درستی نمایش داده نمیشه.کاربران قدیمی لینوکس حتماْ میدونند که این مشکل رو چجوری باید حلش کرد اما برای اون دسته که خیلی به این موضوع وارد نیستند این پست میتونه راهنمای خوبی باشه تا نمایش زیرنویس‌های فارسی فیلم‌ها بدون هیچ مشکلی در هر پلیری پخش بشه.همونطور که در تصویر بالا مشاهده می‌کنید زیرنویس فارسی به درستی نمایش داده نمیشه. برای حل این مشکل ابتدا نرم‌افزار Ubuntu Software Center رو باز کنید و در قسمت جستجو نام برنامه « Genome Subtitle » رو جستجو کرده و برنامه رو نصب کنید.بعد از نصب برنامه ، از طریق کلیک راست روی فایل زیرنویس و انتخاب گزینه‌ی Open With ، فایل رو با برنامه‌ی Genome Subtitle باز کنید.البته این کار با باز کردن مستقیم برنامه و Drag کردن فایل زیرنویس در محیط برنامه هم امکان پذیره.بعد از باز شدن فایل زیرنویس در برنامه دو حالت رخ میده. اول اینکه  شما متن‌ها رو بصورت فارسی و بدون مشکل می‌بینید. در این حالت از منوهای بالایی با استفاده از گزینه‌ی File و سپس Save as فایل زیرنویس رو با فرمت UTF-8 ذخیره کنید. حالا دوباره فایل جدید ایجاد شده رو توی پخش کننده‌ی فیلم Drag کنید ، خواهید دید که مشکل رفع شده است.اما حالت دومی هم وجود داره. اگر هنگامی که فایل زیرنویس رو در محیط برنامه Genome Subtitle باز کردید و متن زیرنویس چیزی شبیه به تصویر زیر بود ، معنیش اینه که فرمت زیرنویس شما درسته و نیاز به دستکاری نداره.در این حالت اشکال عدم نمایش صحیح زیرنویس از فرمت زیرنویس نیست بلکه از تنظیمات پلیر شماست. برای رفع مشکل در این حالت سایت تخصصی لینوکس سیزن راهنمای خوبی داره که بجای دوباره گویی شما رو به اونجا ارجاع میدم.امیدوارم که این پست به درد دوستان تازه کار اوبونتو بخوره.جهت مراجعه به بخش راهنمای تنظیم پلیر برای نمایش صحیح زیرنویس‌های فارسی در سایت لینوکس سیزن اینجا کلیک نمایید
  • ۰ نظر
  • ۳۰ شهریور ۹۳ ، ۲۰:۰۹
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad

حتماً خیلی وقت ها شده که کتاب هایی رو خوندید و یا فیلم هایی رو تماشا کردید که بر اساس زندگی یک سری اشخاص نوشته و ساخته شده بودند. کتاب «دختری که حرف نمی زد» یکی از همین دسته کتابهاست که بر اساس زندگی و دست نوشته های میرا راد تنظیم شده و منتشر میشه. میرا همون دختر وبلاگ نویسیه که بارها قبلاً ازش صحبت کردم.توی سالهایی که گذشت من برخی از مطالبش رو نگهداری کرده بودم و این مدت اخیر به ذهنم رسید که داستان زندگی میرا میتونه حتی به یک رمان تبدیل بشه. اولش قصد داشتم شروع کنم به نوشتن و مخلوطی از تخیل و واقعیت رو بر اساس خاطرات میرا تبدیل به یک رمان کنم و براش یک پایان خوب در نظر بگیرم. اما بعد از گردآوری و تنظیم کردن دست نوشته های میرا به این نتیجه رسیدم که نیازی به این کار نیست و دست نوشته های خود میرا مستندتره و بهتره فقط یک امانت دار باشم. این بود که شروع کردم به یک سری ویرایش تو مطالب میرا و تنظیم اونها برای تبدیلش به یک رمان. بعضی غلط املایی های سهوی رو درست کردم اما خیلی از جاها لغاتی می بینیم که نویسنده عمداً غلط نویسی کرده بود و من هم ترجیح دادم دست بهشون نزنم...همونطور که توی مقدمه ی کتاب هم نوشتم ، مهم نیست که میرا یک تخیله یا واقعیت ...میرا در دسترسم نبود که ازش بابت انتشار این کتاب اجازه بگیرم اما گمان می کنم کسی که نوشته هاش رو قبلاً بصورت عمومی منتشر کرده با گردآوری مطالبش و انتشار اونها بصورت یک کتاب احتمالاً نباید مشکلی داشته باشه. البته از طریقی که میتونستم راجع به این موضوع بهش اطلاع دادم.امیدوارم از خوندن این رمان لذت ببرید.در آخر یک خواهش دارم و اون اینکه اگر قصد انتشار این کتاب رو در وبلاگ و یا وب سایت خود دارید فقط و فقط لینک دانلود زیر رو جهت دانلود به بازدیدکنندگانتون معرفی کنید تا از این طریق آمار صحیحی از تعداد خوانندگان این کتاب داشته باشیم.این کتاب با دو فرمت EPUB و PDF جهت دریافت آماده شده است و داری قابلیت BookMark می باشد.جهت دانلود رمان دختری که حرف نمیزد با دو فرمت EPUB و PDF یک کلیک کوچولو رنجه فرماییدpassword : Ariodaad.MihanBlog.Comجهت Extract کردن فایل دانلود شده از پسورد بالا استفاده نمایید.

  • ۱ نظر
  • ۰۷ شهریور ۹۳ ، ۲۲:۵۱
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
اولین باری که کلیپ هفته عاشقی رو دیدم داستان اصلی کلیپ برام نامفهوم بود و متوجه ی اصل ماجرا نبودم. در مورد این کلیپ بحث های زیادی صورت گرفته از جمله اینکه در این کلیپ همسر مرحوم بنیامین بهادری و مادر زن ایشون بعنوان بازیگر حضور داشتند که هنوز از صحت این موضوع بی اطلاعم!اما از این موضوع که بگذریم با وبلاگ دوستی آشنا شدم که مطلبی درباره ی این کلیپ منتشر کرده بود که بعد از خوندنش تازه متوجه ی اصل ماجرای کلیپ شدم و وقتی دوباره به کلیپ مراجعه کردم و به تماشای مجددش پرداختم بیشتر از قبل لذت بردم و از ذوق و سلیقه ی بنیامین و همینطور کارگردان این کلیپ که نامی هم از ایشون نیست پی بردم.این مطلب رو در ادامه بخونید . جهت احترام به نویسنده ی اصلی مطلب لینک منبع نیز آورد شده است.
  • ۱ نظر
  • ۰۵ مرداد ۹۳ ، ۰۱:۴۵
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad

I am sweet, but honey is you . Flower is me , but fragrance is you . Happy I am but reason is YOU
-----------------------------
پرواز کن آنگونه که می‌خواهی ...
وگرنه پروازت می‌دهند آنگونه که می‌خواهند ...
------------------------------
این شعاری بود که سالها توی وبلاگم نوشته بودم ... از هواداران و اعضای پیشین باشگاه هواداران پرشین‌بلاگ هستم. بعد از چند سال وبلاگ نویسی مداوم به دلایلی کوچ کردم به این وبلاگ جدید ... وبلاگی جدید در محیط و سرویسی جدید ... همچون بهاری که همراه عشق به زندگیم پای گذاشت بهاری جدید را در زندگی مجازیم تجربه خواهم نمود... این بار اما از گذشته ها گذشته‌ام(!) و به حال رسیده‌ام و به فردایی بهتر برای ''ما" می‌اندیشم...
-----------------------------
چه تقدیری از این بهتر..؟
من از عشق تــــــو می‌میرم..!
-----------------------------
این وبلاگ در گذشته در سیستم وبلاگ‌دهی میهن‌بلاگ آریوداد نام داشت و در آدرس http://Ariodaad.MihanBlog.Com منتشر میشد که با اعلام تعطیلی سایت میهن‌بلاگ ، با نام و آدرس فعلی در اینجا به راه خود ادامه می‌دهد! بنابراین دیدن نام و آدرس وبلاگ قبلی روی بخش زیادی از تصاویر این وبلاگ امری عادی است!

بایگانی