Sourire

میزی برای کار|کاری برای تخت|تختی برای خواب|خوابی برای جان|جانی برای مرگ|مرگی برای یاد|یادی برای سنگ|این بود زندگی؟؟؟

Sourire

میزی برای کار|کاری برای تخت|تختی برای خواب|خوابی برای جان|جانی برای مرگ|مرگی برای یاد|یادی برای سنگ|این بود زندگی؟؟؟

سلام خوش آمدید

۲ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۵ ثبت شده است

سلام عزیزم. امروز مادر و مادربزرگت رفتن پیش پزشک و شکر خدا خبر رسید که حالت خوبه و بزرگ شدی عزیز دلم از امروز قلبت شروع کرد به تپیدن و قلب من و مادرت به عشق تو خوش نفس‌تر از همیشه میتپه... پی‌نوشت:این شب‌ها قبل از خواب کمی به صدای قلبت گوش میکنم،آروم میشم و می‌خوابم...دوستت دارممممممم

  • ۰ نظر
  • ۲۲ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۴:۰۵
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad

امروز چهارشنبه ۸/اردیبهشت/۱۳۹۵ روز زیبا و خاطره‌انگیزی برای من و بانو هستش. شاید بعد از دوران آشنایی و بعد از اون بله‌برون و عقد و بعدتر هم ازدواج امروز بیادموندنی‌ترین روز زندگی مشترک ما باشه. روزی که خبر رسید تو توی راه هستی و ما باید کمتر از هشت ماه دیگه منتظر رسیدن تو از عرش کبریایی به زمین باشیم...می‌خوام از همین اولش باهات روـراست باشم! راستش ما اصلاً منتظر شنیدن چنین خبری نبودیم و برای اومدنت هیچ برنامه‌ریزی‌ای نداشتیم! ولی مهم این نیست که ما چی می‌خوایم. مهم خواست خداست و چون تو خواسته‌ی پروردگار ما هستی هزاران بار برای ما عزیزتری و خاص‌تر...عزیز دلم...فرزند شیرین من...این رو به یاد داشته باش که توی زندگی خواسته‌ی خدا بر همه‌ چیز ارجحیت داره. چون تنها کسیه که بر همه چیز آگاهه و خیر و صلاح ما رو بهتر از ما می‌دونه. پس چون تو رو خدا به ما هدیه داده و من دست خدا رو اینقدر نزدیک توی زندگیم حس کردم تو رو بیشتر از جونم دوستت خواهم داشت. می‌دونم که توی دل مادرت هم چی می‌گذره... تو دیگه نیمی از وجودش رو تشکیل دادی پس مطمئناً خیلی خیلی بیشتر از من دوستت داره.نمی‌دونیم هنوز که پسر کاکل‌زری هستی یا دختر پیرهن‌پری!! فقط ما هر شب برای سلامتیت دعا می‌کنیم.ما عاشقتیم و منتظرت.چشم به راه مسافری که در راه داریم. مسافر کوچولوی ما مواظب خودت باش و این راه رو با سلامتی پشت سر بذار و بیا پیش ما که بی‌صبرانه منتظرت هستیم.

پی‌نوشت:امروز جمعه ۱۰ اردیبهشت ۹۵ ، من و بانو با یک جعبه شیرینی به نیت خبر دادن از تو راهیمون رفتیم خونه‌ی مامان و بابام ؛ و به پیشنهاد بانو نامه‌ای از طرف کوچولومون نوشتیم و داخل جعبه‌ی شیرینی جاسازی کردیم:بابایی و مامانی و عمه‌جونم سلامراستش من هنوز اسمی ندارم که بخوام خودمو معرفی کنم. من هنوز خیلی کوچولو هستم و هشت ماه دیگه میام پیشتون. فرش قرمز یادتون نره!فعلاً خداحافظ

از طرف نی‌نی محمدنژاد

همه به شدت سورپرایز شده بودند...

  • ۰ نظر
  • ۰۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۸:۲۰
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad

I am sweet, but honey is you . Flower is me , but fragrance is you . Happy I am but reason is YOU
-----------------------------
پرواز کن آنگونه که می‌خواهی ...
وگرنه پروازت می‌دهند آنگونه که می‌خواهند ...
------------------------------
این شعاری بود که سالها توی وبلاگم نوشته بودم ... از هواداران و اعضای پیشین باشگاه هواداران پرشین‌بلاگ هستم. بعد از چند سال وبلاگ نویسی مداوم به دلایلی کوچ کردم به این وبلاگ جدید ... وبلاگی جدید در محیط و سرویسی جدید ... همچون بهاری که همراه عشق به زندگیم پای گذاشت بهاری جدید را در زندگی مجازیم تجربه خواهم نمود... این بار اما از گذشته ها گذشته‌ام(!) و به حال رسیده‌ام و به فردایی بهتر برای ''ما" می‌اندیشم...
-----------------------------
چه تقدیری از این بهتر..؟
من از عشق تــــــو می‌میرم..!
-----------------------------
این وبلاگ در گذشته در سیستم وبلاگ‌دهی میهن‌بلاگ آریوداد نام داشت و در آدرس http://Ariodaad.MihanBlog.Com منتشر میشد که با اعلام تعطیلی سایت میهن‌بلاگ ، با نام و آدرس فعلی در اینجا به راه خود ادامه می‌دهد! بنابراین دیدن نام و آدرس وبلاگ قبلی روی بخش زیادی از تصاویر این وبلاگ امری عادی است!

بایگانی