Sourire

میزی برای کار|کاری برای تخت|تختی برای خواب|خوابی برای جان|جانی برای مرگ|مرگی برای یاد|یادی برای سنگ|این بود زندگی؟؟؟

Sourire

میزی برای کار|کاری برای تخت|تختی برای خواب|خوابی برای جان|جانی برای مرگ|مرگی برای یاد|یادی برای سنگ|این بود زندگی؟؟؟

سلام خوش آمدید

۷ مطلب در شهریور ۱۳۹۲ ثبت شده است

من واقعا متوجه نمیشم چرا صدا و سیما بجای این همه شبکه که فقط برنامه‌ی تکراری پخش میکنن یک شبکه‌ی تخصصی درست و حسابی که از مدیر تا کارکنان و برنامه‌سازان و تهیه‌کنندگانش و دست‌اندرکارانش متخصص همون بخش باشن راه‌اندازی نمی‌کنه؟ مثلا شبکه‌ی سینما و تئاتر ، شبکه‌ی موسیقی که سی ساله جاش توی سیما خالیه .بهتر نیست بجای پاک کردن صورت مسئله اون چیزی رو به مخاطب ارائه بدیم که بهش نیاز داره تا خلاء ناشی از اون ، مخاطب رو بسوی شبکه‌های بیگانه سوق نده؟چه نیازی هست که شبکه‌ی آی فیلم ، نمایش ، تماشا و جام جم بطور مکرر فیلم‌های تکراری پخش کنند؟ این فیلم‌های تکراری رو که همیشه از شبکه‌های آنالوگمون هم تماشا می‌کردیم! نیازی به خرج اضافه و راه‌اندازی شبکه‌ی جدید بود؟ چند درصد از مردم مخاطب واقعی شبکه‌های جدید سیما هستند؟

  • ۰ نظر
  • ۲۷ شهریور ۹۲ ، ۲۱:۰۹
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad

" سیاست بی پدر و مادر است!!! " این جمله‌ای معروف است که همگی زیاد از دهان بزرگان شنیده ایم . سیاست سال‌هاست که بر روزگار ما ایرانی ها خیمه‌ی سنگینی زده است . روزگاری که سیاست بازی سرگرمی هر روزه‌ی ایرانی ها شده است. ورای اینکه همیشه عادت داریم کارشناس هر رشته‌ای باشیم و خود را عالم دهر آن بدانیم ، وارد دنیایی می شویم به اسم سیاست! سیاستی که آنگونه تعریفش می‌کنند و ورود به آن جز بازی خوردنمان نتیجه ای در پی ندارد! روزگاری که والاتر از است! و اینک این سوال مطرح می شود که در میان این همه سیاسی بازی و تلاش برای ماندن چه کسی دغدغه‌ی فرهنگی ایرانِ‌مان را دارد؟زندگی بدون دلخوشی ، با این همه دروغ و ریا ، چه کسی را شادمان نگه میدارد؟ نه یک دور همی ، نه یک قرار و مدار درست و حسابی ، نه یک محفل بزم و شادی. دیروز از دانشگاه که بر می‌گشتم یک محفل دور همی از دوستان دانشگاهی‌مان را البته دیدم! در پارک نزدیک دانشگاه دور همی جالبی داشتند!! باید بودید و می‌دیدید که جوانان دهه‌ی هفتاد ایران چه دور همی‌ای با دود سیگار و پیپ و قلیان راه انداخته بودند!! دهه‌ی پنجاهی ها با آن همه نجابت و پاکی بیش نبودند! نسلی که سوخت مثل جنگلی که به شعله ای گُر می‌گیرد و سالیانِ سال طول می کشد تا جنگلی جایش را بگیرد. حال این نسل جوان ماست! محفل هایی که دیگر عمومی شدنشان موجب عادی شدن و روزمرگیشان برای ما شده! دیدن سیگار و قلیان و چند دختر و پسر که چیک در چیکِ هم لم داده‌اند و سرگرم دود کردن عمرشان هستند! اینها جوانانی هستند که پدر و مادرهایشان یا درگیر سیاست بازی‌هایشان هستند یا با پنجه‌ی سفت و زمخت بی‌پولی دست و پنجه نرم می‌کنند و از تربیت درست و حسابی فرزندانشان عاجز شده‌اند! نسلی که نه سواد دارد ، نه علاقه‌ای به خواندن ، نه شعوری برای درک کردن و نه اعصابی برای گوش سپردن و صبر کردن. نسلی که زورکی به دانشگاه فرستاده می‌شوند تا چند سالی سرگرم باشند و معترض بی‌کاری و بی‌پولی نباشند!! اینجا ایران است و ما در قرن بیست و یکم ، بیست و یک قرن عقب-رفت داشته‌ایم! شاید هم مردمان آن زمان از بعضی جهات سرتر از ما بودند! مثلاً آنها آزاده بودند و ما اسیر من و ماییم هنوز!! اینجا ایران است و ما در قرن بیست و یکم هنوز یک چسب بزرگ بر دست داریم و به دهان هر کسی که مخالف ماست می زنیم تا صدایش در نیاید! تا کسی وجود بی وجود واقعی ما را نشناسد! قلم قرمزی به دست عده ای نادان به اصطلاح داده ایم و تا با ممیزی خطمان بزنند! این است که دیگر این روزها اشعار فردوسی هم سانسور می شود! این است که هنرمند در زیرزمینی محبوس است و نابلدان مطرب ساز دالامب و دیمبول به دست گرفته اند و گند می زنند به هر چیزی که زمانی نام فرهنگ ایرانی بر خود داشتند. کو کتابی پر محتوا که نصفش حذف و دستکاری نشده باشد؟ کو موسیقی‌ای که گوش آدم درد نیاید از صداهای پر حجم و غلطش؟ کو ترانه ای که آزاد باشد؟ کو نفسی که رها باشد؟ کو عشقی که مقدس باشد؟ کو دختری که نفسش و نه جسمش باکره باشد؟ کو پسری که وجودش مرد باشد؟ اینجا ایران است و همه ی این نبود ها حاصل سهل انگاری خود ماست که " از ماست که بر ماست " . > اما این روزها معنای متفاوتی دارد! یعنی اینجا هیچ کس آنجایی که باید نیست! اینجا نه سیاست‌مَـدارش سَـیّـاس است ، نه مدیرش مدبر ، نه متولی فرهنگش از جنس فرهنگیان ، نه متولی ورزشش از جنس ورزشکاران! اینجا همه دلالند (!) با لباس‌هایی شیک که به گوشه لبخندی فریبمان می‌دهند! وقتی این همه بی لیاقتی یک جا جمع شود حاصلش افول جامعه است . فارغ از هر حزب و دسته و توده و رژیمی ، باید به اعتلای یک چیز تفکر کرد و در راستایش تلاش نمود : فرهنگ . . . واژه ای که سالهاست از زندگی و خلق و خوی ما ایرانی ها رخت بر بسته . . . همین و بس.

  • ۰ نظر
  • ۲۴ شهریور ۹۲ ، ۲۱:۲۷
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad

دلم برای برادرام تنگ شده . . . داستان " عجب رسمیه رسم زمونه " واقعیت ندارد!! زندگی هیچ گاه رسم نداشت! خطی نداشت! زندگی فقط دو روز است ؛ ارزش دل شکستن ندارد ، دل همدیگر را نشکنیم . . . :دی

  • ۰ نظر
  • ۲۰ شهریور ۹۲ ، ۲۳:۵۲
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
بهانه ی سفر روز یکشنبه ظهر وقتی به خونه برگشتم خیلی ناگهانی تصمیم گرفتم برم شمال و هوایی تازه کنم. سفر خوبی بود و خوش گذشت. گرچه کوتاه بود اما این هوا عوض کردن خیلی خوب بود و درگیری‌های ذهنیم رو برای یکی دو روزی کنار زد.   در جریان سفر آب و هوای گیلان خیلی جالب و غیر منتظرست! همیشه شوکه میکنه آدمو ! هوا شرجیه ؛ اما ناگهان تو یه روز گرم و آفتابی و البته شرجی ، بارش باران آغاز میشه و خیلی ناگهانی هوا خنک و دلنشین میشه! ازون هوا دو نفره‌ها هستش؟! ازونا! همراهان من تو این سفر خواهرم و همسر عزیزم بودن. یکی از نکات خوب این سفر که واقعا برام لذت بخش بود واکنش همسرم نسبت به دیدن روستای پدری و محصولات کشاورزی و ... بود. آنچنان با دیدن بعضی چیزا ذوق می کرد و بالا و پایین می‌پرید که منم با دیدنش سر ذوق میومدم. سفر کوتاه بود و یک روزه اما به من خوش گذشت و جای همگی خالی . . .
  • ۰ نظر
  • ۱۳ شهریور ۹۲ ، ۰۲:۰۴
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad

مدتی قبل توی دانشگاه با سیستم عامل اوبونتو آشنا شدم ‍, کم کم راجع به این سیستم عامل توی اینترنت چرخی زدم و متوجه شدم این سیستم عامل جزو محبوب ترین توزیع های سیستم عامل لینوکس محسوب میشه. طبق معمول من خردادیِ تنوع طلب رفتم سراغ این سیستم عامل و در کنار ویندوزم نصبش کردم. الان دو تا سیستم عامل روی سیستمم دارم. امروز که دارم با این سیستم عامل کار میکنم حس خوبی دارم. اولین چیزی که من رو خرسند میکنه تنوع در گرافیکشه. بطور کلی فعلا خیلی چیزها رو کم کم دارم تجربه می کنم و باهاشون روبرو میشم که این تجربه ها دلچسبه برای من! وقتی سیستم عامل رو نصب میکنید بطور پیش فرض مرورگر فایرفاکس روی سیستم نصبه. مثل ویندوز هفت برای شناسوندن سخت افزار ها به سیستم عامل نیازی به نصب درایورشون نیست. اما در ویندوز هفت حتما باید مودم ADSL رو نصب و یوزرنیم و پسورد اکانتتون رو بهش بدین تا سیستم عامل براتون یک اکانت اتصال به اینترنت بسازه و بتونید متصل بشید . نصب کارت شبکه هم در ویندوز لازمه در حالی که در اوبونتو من نیازی به هیچ کدوم از این ها نداشتم و تنها با روشن کردن مودمم , آیکون اتصال به اینترنت شروع کرد به جستجوی نت و اتصال برقرار شد . ممکنه ابتدای نصب این سیستم عامل کمی سر در گم بشید اما طبیعیه چون عادت به سیستم عامل ویندوز دارید . اما همونطور که گفتم برخی نرم افزارهای حیاتی بطور پیش فرض نصب میشن. از جمله فایر فاکس , مجموعه ی LibreOffice که جایگزین Word Office در ویندوز هست و قابلیت اجرای اقلب فرمت های سندها مثل .doc و PDF رو داره.از جمله ویژگی های استفاده از لینوکس حذف آنتی ویروس از لیست برنامه های نصب شده روی سیستم شماست ! چرا که لینوکس که یک برنامه متن باز هستش طوری طراحی شده که تاکنون ویروسی نتونسته بهش نفوذ کنه. به علاوه متن باز بودن این سیستم عامل موجب میشه همیشه در حال گسترش باشه و همین ویژگی یکی از دلایل عدم نفوذ ویروس به این سیستم عامل هستش. شاید نیاز به گفتن هم نداشته باشه که حذف آنتی ویروس و خیلی از سرویس هایی که بطور پنهان برای کارایی ویندوز در حال اجرا هستند در اوبونتو موجب تسریع عملکرد این سیستم عامل میشه. در عین حال در اوبونتو به هیچ وجه پارتیشن بندی به اون صورتی که در ویندوز هست معنایی نداره! توصیه میکنم اگه فضای کافی روی هارد دیسک خودتون دارید سیستم عامل اوبونتو رو هم در کنار ویندوز داشته باشید. فکر کردم که انتهای این پستم رو  با چه جمله ای تموم کنم و دیدم چه جمله ای بهتر از دوست عزیزم مصطفی : " نه من متخصص امور لینوکس شناسی هستم و نه این‌جا فرصتی است برای اثبات قابلیت‌های سیستم‌های متن باز ! فقط می‌خواستم این تجربه‌ی شیرین را با شما هم به اشتراک گذاشته باشم. " همین . . .

  • ۰ نظر
  • ۰۶ شهریور ۹۲ ، ۲۲:۰۴
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
هیچ کس نمی تواند به عقب برگردد و از نو شروع کند، اما همه می توانند از همین حالا شروع کنند و پایان تازه ای بسازند . . .
  • ۰ نظر
  • ۰۵ شهریور ۹۲ ، ۰۶:۳۲
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
صبرت که تمام شد . . . نرو . . . !!! معرفت تازه از آن لحظه آغاز می شود . . . !!!
  • ۰ نظر
  • ۰۴ شهریور ۹۲ ، ۰۸:۲۵
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad

I am sweet, but honey is you . Flower is me , but fragrance is you . Happy I am but reason is YOU
-----------------------------
پرواز کن آنگونه که می‌خواهی ...
وگرنه پروازت می‌دهند آنگونه که می‌خواهند ...
------------------------------
این شعاری بود که سالها توی وبلاگم نوشته بودم ... از هواداران و اعضای پیشین باشگاه هواداران پرشین‌بلاگ هستم. بعد از چند سال وبلاگ نویسی مداوم به دلایلی کوچ کردم به این وبلاگ جدید ... وبلاگی جدید در محیط و سرویسی جدید ... همچون بهاری که همراه عشق به زندگیم پای گذاشت بهاری جدید را در زندگی مجازیم تجربه خواهم نمود... این بار اما از گذشته ها گذشته‌ام(!) و به حال رسیده‌ام و به فردایی بهتر برای ''ما" می‌اندیشم...
-----------------------------
چه تقدیری از این بهتر..؟
من از عشق تــــــو می‌میرم..!
-----------------------------
این وبلاگ در گذشته در سیستم وبلاگ‌دهی میهن‌بلاگ آریوداد نام داشت و در آدرس http://Ariodaad.MihanBlog.Com منتشر میشد که با اعلام تعطیلی سایت میهن‌بلاگ ، با نام و آدرس فعلی در اینجا به راه خود ادامه می‌دهد! بنابراین دیدن نام و آدرس وبلاگ قبلی روی بخش زیادی از تصاویر این وبلاگ امری عادی است!

بایگانی