Sourire

میزی برای کار|کاری برای تخت|تختی برای خواب|خوابی برای جان|جانی برای مرگ|مرگی برای یاد|یادی برای سنگ|این بود زندگی؟؟؟

Sourire

میزی برای کار|کاری برای تخت|تختی برای خواب|خوابی برای جان|جانی برای مرگ|مرگی برای یاد|یادی برای سنگ|این بود زندگی؟؟؟

سلام خوش آمدید

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تنهایی» ثبت شده است

ماهی‌گیر دلش سوخت . . . این بار ماهی بود که از تنهایی قلاب را رها نمی کرد . . .

  • ۰ نظر
  • ۲۴ اسفند ۹۲ ، ۰۸:۱۰
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
تمام این سال ها مرا پا به پایت برده بودی ... نه عاشقانه در پیاده رو... من ... سنگ ریزه ای و ... تو ... عابری بازیگوش ... منبع : ردپای روشن باران
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ... ﻫﺰﺍﺭ ﺑﺎﺭ ﺑﻬﺘﺮﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻧﺶ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﺤﺾ ﺍﺳﺖ ! ﺩﻟﺶ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ... ﺣﻮﺍﺳﺶ ﻫﻢ به ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺑﺎ ﺗﻮﺳﺖ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ !
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
چند روزیست عجیب از همه کس دل‌گیرم بی تو در کوچه‌ی تنهایی خود زنجیرم مثل یک ماهی کوچک که ز آب بیرون است به همین سادگی از دوری تو می‌میرم
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
یک نفر یک جایی تمام رویاهایش لبخند توست و زمانی که به تو فکر میکند احساس می کند که واقعاً زندگی زیبا و با ارزش است... پس هرگاه احساس تنهایی کردی این حقیقت را به خاطر آور که یک نفر یک جایی در حال فکر کردن به توست...
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
آن چنان صبورانه عاشقت شدم و زیر درگاه خانه‌ات، به انتظار گردش چشمانت نشسته‌ام که نسیم هم حسودی می‌کند! پیدا که می‌شوی سرانگشتانم مست می‌شوند سبز می‌شوند من امشب پروانه‌هایی را که از دریچه‌های بارانی چشمانت پرواز کردند، گردهم آوردم تا ببینند که من دیوانه تو هستم و چشم بسته کنار خیالت زندگی می‌کنم تو در وجودم می‌رویی آن چنانکه علف‌های تازه در لابه‌لای سنگفرش‌های مخروبه‌ای می‌روید من می‌آیم تا تو را بر شانه‌ام بگذارم و از میان سایه‌های غلیظ تنهایی و لحظه های عاجز زندگی بدون عشق و سراب خاطره‌ها و روزمرگی لرزان بیرون ببرم آخر می‌دانی جویباریست که به ابدیت می‌ریزد همیشه و به هر شکلی به راه خود خواهد رفت چیزی توان توقف آن را ندارد عشق را می‌گویم عشق... عشق نام دیگر توست... عاشقانه
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
رویای با تو بودن را نمی توان نوشت ...نمی توان گفت ...و حتی نمیتوان سرود ...با تو بودن قصه شیرینی است  ...به وسعت تلخی تنهایی  ...و داشتن تو فانوسی به روشنایی هر چه تاریکی  و...و من همچون غربت زده ای در آغوش بی کران دریای بی کسی به انتظار ساحل نگاهت می نشینم و می مانم تا ابد...  و تا وقتی که شبنم زلال احساست زنگار غم را از وجودم بشوید...
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad

I am sweet, but honey is you . Flower is me , but fragrance is you . Happy I am but reason is YOU
-----------------------------
پرواز کن آنگونه که می‌خواهی ...
وگرنه پروازت می‌دهند آنگونه که می‌خواهند ...
------------------------------
این شعاری بود که سالها توی وبلاگم نوشته بودم ... از هواداران و اعضای پیشین باشگاه هواداران پرشین‌بلاگ هستم. بعد از چند سال وبلاگ نویسی مداوم به دلایلی کوچ کردم به این وبلاگ جدید ... وبلاگی جدید در محیط و سرویسی جدید ... همچون بهاری که همراه عشق به زندگیم پای گذاشت بهاری جدید را در زندگی مجازیم تجربه خواهم نمود... این بار اما از گذشته ها گذشته‌ام(!) و به حال رسیده‌ام و به فردایی بهتر برای ''ما" می‌اندیشم...
-----------------------------
چه تقدیری از این بهتر..؟
من از عشق تــــــو می‌میرم..!
-----------------------------
این وبلاگ در گذشته در سیستم وبلاگ‌دهی میهن‌بلاگ آریوداد نام داشت و در آدرس http://Ariodaad.MihanBlog.Com منتشر میشد که با اعلام تعطیلی سایت میهن‌بلاگ ، با نام و آدرس فعلی در اینجا به راه خود ادامه می‌دهد! بنابراین دیدن نام و آدرس وبلاگ قبلی روی بخش زیادی از تصاویر این وبلاگ امری عادی است!

بایگانی