Sourire

میزی برای کار|کاری برای تخت|تختی برای خواب|خوابی برای جان|جانی برای مرگ|مرگی برای یاد|یادی برای سنگ|این بود زندگی؟؟؟

Sourire

میزی برای کار|کاری برای تخت|تختی برای خواب|خوابی برای جان|جانی برای مرگ|مرگی برای یاد|یادی برای سنگ|این بود زندگی؟؟؟

سلام خوش آمدید

کَل کَلِ شاعرانه !

جمعه, ۵ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۷:۵۵ ق.ظ
مشاعره ی بزرگان اهل ادب و شعر پارسی که بسیار زیبا به اصطلاح به " کَل کَلِ شاعرانه " تبدیل شد ! سیمین بهبهانی : یا رب مرا یاری بده ، تا سخت آزارش کنمهجرش دهم ، زجرش دهم ، خوارش کنم ، زارش کنماز بوسه های آتشین ، وز خنده های دلنشینصد شعله در جانش زنم ، صد فتنه در کارش کنمدر پیش چشمش ساغری ، گیرم ز دست دلبریاز رشک آزارش دهم ، وز غصه بیمارش کنمبندی به پایش افکنم ، گویم خداوندش منمچون بنده در سودای زر ، کالای بازارش کنمگوید میفزا قهر خود ، گویم بخواهم مهر خودگوید که کمتر کن جفا ، گویم که بسیارش کنمهر شامگه در خانه ای ، چابکتر از پروانه ایرقصم بر بیگانه ای ، وز خویش بیزارش کنمچون بینم آن شیدای من ، فارغ شد از احوال منمنزل کنم در کوی او ، باشد که دیدارش کنم *************************************جواب ابراهیم صهبا به سیمین بهبهانی : یارت شوم ، یارت شوم ، هر چند آزارم کنینازت کشم ، نازت کشم ، گر در جهان خوارم کنیبر من پسندی گر منم ، دل را نسازم غرق غمباشد شفا بخش دلم ، کز عشق بیمارم کنیگر رانیم از کوی خود ، ور باز خوانی سوی خودبا قهر و مهرت خوشدلم کز عشق بیمارم کنیمن طایر پر بسته ام ، در کنج غم بنشسته اممن گر قفس بشکسته ام ، تا خود گرفتارم کنیمن عاشق دلداده ام ، بهر بلا آماده امیار من دلداده شو ، تا با بلا یارم کنیما را چو کردی امتحان ، ناچار گردی مهربانرحم آخر ای آرام جان ، بر این دل زارم کنیگر حال دشنامم دهی ، روز دگر جانم دهیکامم دهی ، کامم دهی ، الطاف بسیارم کنی************************************* جواب سیمین بهبهانی به ابراهیم صهبا : گفتی شفا بخشم تو را ، وز عشق بیمارت کنمیعنی به خود دشمن شوم ، با خویشتن یارت کنم؟گفتی که دلدارت شوم ، شمع شب تارت شومخوابی مبارک دیده ای ، ترسم که بیدارت کنم *************************************جواب ابراهیم صهبا به سیمین بهبهانی: دیگر اگر عریان شوی ، چون شاخه ای لرزان شویدر اشکها غلتان شوی ، دیگر نمی خواهم تو راگر باز هم یارم شوی ، شمع شب تارم شویشادان ز دیدارم شوی ، دیگر نمی خواهم تو راگر محرم رازم شوی ، بشکسته چون سازم شویتنها گل نازم شوی ، دیگر نمی خواهم تو راگر باز گردی از خطا ، دنبالم آیی هر کجاای سنگدل ، ای بی وفا ، دیگر نمی خواهم تو را  *************************************جواب رند تبریزی به سیمین بهبهانی و ابراهیم صهبا :صهبای من زیبای من ، سیمین تو را دلدار نیستوز شعر او غمگین مشو ، کو در جهان بیدار نیستگر عاشق و دلداده ای ، فارغ شو از عشقی چنینکان یار شهر آشوب تو ، در عالم هشیار نیستصهبای من غمگین مشو ، عشق از سر خود وارهانکاندر سرای بی کسان ، سیمین تو را غمخوار نیستسیمین تو را گویم سخن ، کاتش به دلها می زنیدل را شکستن راحت و زیبنده ی اشعار نیستبا عشوه گردانی سخن ، هم فتنه در عالم کنیبی پرده می گویم تو را ، این خود مگر آزار نیست؟دشمن به جان خود شدی ، کز عشق او لرزان شدیزیرا که عشقی اینچنین ، سودای هر بازار نیستصهبا بیا میخانه ام ، گر راند از کوی وصالچون رند تبریزی دلش ، بیگانه ی خمار نیست*************************************و جواب خانم مریم اکبری به سیمین بهبهانییارب مرا یاری بده تا یکدل و یارش شومهجر و فراق او را بده تا من وفادارش شومگر جمله ی این مردمان او را برانند از جهانخروارها نازش بده تا من خریدارش شومگر که رخ خود را زمن پوشاند آن دلدار مناو را جمال گل بده باشد که من خارش شوم(از خنده های دلنشین وز بوسه های اتشین)بی تاب ومحرومم بساز تا من گرفتارش شومهر چه بگوید آن کنم هر چه بخواهد آن شومور خود نبازد دل به  من عاشق زارش شومبا غیر نوشد جام می اغیار گیرد دست ویراند مرا از پیش خود من غرق افکارش شومبا آن دو چشم وابروان که هستند چون تیر وکمانتیری زند بر قلب من تا زار وبیمارش شوم هر چند آزارم کند با دست خود خاکم کند روزی نیاید کز دلم راضی به آزارش شومباشد که آن دلدار من روزی بگردد یارمنگوید که دلدارم بشو ان وقت من یارش شوماز غیر پوشد روی خویش من را بخواند سوی خویشگوید که دلدارت منم من نیز دلدارش شوممستانه آید سوی من بوسه زند بر روی منسازد مرا عاشقترم سرمست کردارش شومدل را بسازم رام او بر لب برانم نام اوخورشید تابانم شود ماه شب تارش شومبا من وفاداری کند از دل نگهداری کندنازد به عشق چون منی شرمنده کارش شوممنزل کند در کوی من شانه کشد گیسوی منگوید بر من حرف دل محرم بر اسرارش شومبا ناز بیمارم کند با بوسه تیمارم کنداز عشق تبدارم شود من هم پرستارش شومیارب مرا یاری بده مونس وغمخواری بدهتا باشد او امید من من نیز عیارش شوم*************************************
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad

دل

سیمین بهبهانی

شعر عاشقانه

عشق

قلب

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

I am sweet, but honey is you . Flower is me , but fragrance is you . Happy I am but reason is YOU
-----------------------------
پرواز کن آنگونه که می‌خواهی ...
وگرنه پروازت می‌دهند آنگونه که می‌خواهند ...
------------------------------
این شعاری بود که سالها توی وبلاگم نوشته بودم ... از هواداران و اعضای پیشین باشگاه هواداران پرشین‌بلاگ هستم. بعد از چند سال وبلاگ نویسی مداوم به دلایلی کوچ کردم به این وبلاگ جدید ... وبلاگی جدید در محیط و سرویسی جدید ... همچون بهاری که همراه عشق به زندگیم پای گذاشت بهاری جدید را در زندگی مجازیم تجربه خواهم نمود... این بار اما از گذشته ها گذشته‌ام(!) و به حال رسیده‌ام و به فردایی بهتر برای ''ما" می‌اندیشم...
-----------------------------
چه تقدیری از این بهتر..؟
من از عشق تــــــو می‌میرم..!
-----------------------------
این وبلاگ در گذشته در سیستم وبلاگ‌دهی میهن‌بلاگ آریوداد نام داشت و در آدرس http://Ariodaad.MihanBlog.Com منتشر میشد که با اعلام تعطیلی سایت میهن‌بلاگ ، با نام و آدرس فعلی در اینجا به راه خود ادامه می‌دهد! بنابراین دیدن نام و آدرس وبلاگ قبلی روی بخش زیادی از تصاویر این وبلاگ امری عادی است!

بایگانی