Sourire

میزی برای کار|کاری برای تخت|تختی برای خواب|خوابی برای جان|جانی برای مرگ|مرگی برای یاد|یادی برای سنگ|این بود زندگی؟؟؟

Sourire

میزی برای کار|کاری برای تخت|تختی برای خواب|خوابی برای جان|جانی برای مرگ|مرگی برای یاد|یادی برای سنگ|این بود زندگی؟؟؟

سلام خوش آمدید

وقتی که برق رفت ..!

شنبه, ۲۱ تیر ۱۳۹۳، ۰۷:۵۰ ب.ظ

چند روزیه که بعد از مدتها با قطعی و خاموشی های مکرر در شبکه ی برق رسانی تهران روبرو هستیم . قطعی هایی که منو بیاد روزهای کودکی میاره . روزهایی که مردم با دقت توی روزنامه ها یا اخبار بدنبال این بودند که ببینند قطعی امشب سهم کدوم منطقه است ؟!

البته این قطعی برق منو بیاد خانه ی پدر بزرگم هم میندازه ! چرا که یادم هست وقتی بچه بودم و تابستان به تابستان و تعطیلات به تعطیلات به آنجا میرفتیم گاه گاهی که برق قطع میشد آنها آب هم نداشتند و من همیشه این موضوع را در عالم کودکی مسخره میکردم و غش غش میخندیدم و میگفتم :

" چقدر خنده داره که وقتی برق میره آب هم قطع میشه !! "

اما همیشه این چرخ میچرخه و این بار همین اتفاقات در منزل به اصطلاح آپارتمانی و شهری ما همیشه اتفاق میفته و با قطعی برق ما آب هم نداریم ! چرا که طبقه ی پنجم هستیم و پمپ آب بدون برق کار نمیکنه !

اینها به کنار ! امروز که برق رفت من در آسانسور بودم ! بین زمین و هوا معلق بودم و حتی صدایم هم به گوش کسی نمیرسید! به زور آنتن پیدا کردم و زنگ زدم به هر کی که دستم میرسید و پیغام دادم که خودتونو برسونید که من گیر کردم !! laugh

نمیدونی که چه وضعیت بدی بود. دقیقا هم نمیدونستم که توی کدوم طبقه بودم که برق رفت! خدا رو شکر با وجود اینکه بین طبقات گیر کرده بودم ولی فاصله ی زیادی با طبقه ی دوم نداشتم و تونستم با کمک همسایه ها که در رو برام باز کردند از آسانسور خارج بشم .

توی آسانسور دو چیز بود که همش در حال فکر کردن بهش بودم ؛ یکی اینکه از بچگی چه گناه هایی کردم !! laugh

و دیگه اینکه اگه سالم از آسانسور بیام بیرون چه بلایی سر این سازمان برق میارم که بی اطلاع این چند روز همش قطعی برق داشتیم ... حالا اگه بجای من یه بچه گیر میکرد چی میشد؟

واقعا جای تاسف داره که ما بدنبال انرژی هسته ای هستیم و دم از هسته ای بودن میزنیم اما مثل همون بیست سال پیش هنوز توی تامین برقمون وا موندیم ! حالا میگیم آب تبخیر میشه ، بارندگی کمه و آب کافی نداریم... برق دیگه چرا ؟ این همه نیروگاه بادی و هسته ای پس چکار میکنن که ما فقط تحریمشو بچشیم و سودی نبریم؟

وقتی من در آسانسور بودم حس خوبی نداشتم !! نمیدونم امروز همزمان با من چند نفر دیگه در آسانسور بودند و مثل من حس خوبی نداشتند؟!یه حسی بهم میگه ما تو این یک سال فقط شعار شنیدیم و عمل ندیدیم! حسم دروغ میگه؟!

  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

I am sweet, but honey is you . Flower is me , but fragrance is you . Happy I am but reason is YOU
-----------------------------
پرواز کن آنگونه که می‌خواهی ...
وگرنه پروازت می‌دهند آنگونه که می‌خواهند ...
------------------------------
این شعاری بود که سالها توی وبلاگم نوشته بودم ... از هواداران و اعضای پیشین باشگاه هواداران پرشین‌بلاگ هستم. بعد از چند سال وبلاگ نویسی مداوم به دلایلی کوچ کردم به این وبلاگ جدید ... وبلاگی جدید در محیط و سرویسی جدید ... همچون بهاری که همراه عشق به زندگیم پای گذاشت بهاری جدید را در زندگی مجازیم تجربه خواهم نمود... این بار اما از گذشته ها گذشته‌ام(!) و به حال رسیده‌ام و به فردایی بهتر برای ''ما" می‌اندیشم...
-----------------------------
چه تقدیری از این بهتر..؟
من از عشق تــــــو می‌میرم..!
-----------------------------
این وبلاگ در گذشته در سیستم وبلاگ‌دهی میهن‌بلاگ آریوداد نام داشت و در آدرس http://Ariodaad.MihanBlog.Com منتشر میشد که با اعلام تعطیلی سایت میهن‌بلاگ ، با نام و آدرس فعلی در اینجا به راه خود ادامه می‌دهد! بنابراین دیدن نام و آدرس وبلاگ قبلی روی بخش زیادی از تصاویر این وبلاگ امری عادی است!

بایگانی