Sourire

میزی برای کار|کاری برای تخت|تختی برای خواب|خوابی برای جان|جانی برای مرگ|مرگی برای یاد|یادی برای سنگ|این بود زندگی؟؟؟

Sourire

میزی برای کار|کاری برای تخت|تختی برای خواب|خوابی برای جان|جانی برای مرگ|مرگی برای یاد|یادی برای سنگ|این بود زندگی؟؟؟

سلام خوش آمدید

۳۷ مطلب در آذر ۱۳۹۰ ثبت شده است

اومد پیشم حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه گفت :حاج آقا یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه گفتم :چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم گفت: من رفتنی ام! گفتم: یعنی چی؟ گفت: دارم میمیرم گفتم: دکتر دیگه ای رفتی، خارج از کشور؟ گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد. گفتم: خدا کریمه، انشاله که بهت سلامتی میده با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بمیرم یعنی خدا کریم نیست؟ فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه گل مالید سرش گفتم: راست میگی، حالا سوالت چیه؟ گفت: من از وقتی فهمیدم دارم میمیرم خیلی ناراحت شدم از خونه بیرون نمیومدم کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن تا اینکه یه روز به خودم گفتم تا کی منتظر مرگ باشم خلاصه یه روز صبح از خونه زدم بیرون مثل همه شروع به کار کردم اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار این حال منو کسی نداشت... ادامه ی مطلب در اوفیلیا
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
محرم امسال هم از راه رسید... چند سالی هست که دیگه محرم بوی محرم نمیاد... حداقل تو تهران که اینجوریه... البته هنوزم هیئت هست ... دسته هست... قیمه ی امام حسین (ع) هست... سینه زنی هست...  ولی صفا نیست.... دیگه اشک توی چشما نیست... اگه هست کمه... و گاهی حتی خالص هم نیست..!! نمیدونم داریم به کجا میریم..؟ ولی کاش روی همه ی محرمات پا نذاریم... کاش از این سال تا اون سال یه تغییری رو توی خودمون حس کنیم... راستی از پارسال تا امسال بهتر شدیم یا بدتر...؟؟
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
سارا شریعتی : برای نسلی که عاشق نمی شود...   میهن ـ نقد و نظر- سارا شریعتی: در مفاتیح خواندم که دعای کمیل دعای خضر نیز هست و خضر پیامبرِ امید است. ما را، موسی را، با خود در همه‌ی ماجراهای سخت‌اش همراهی می‌کند و هر بار در برابرِ سوالِ ما، چرایی‌های ما، عصیانِ ما، مخالفتِ ما با قتلِ آن کودک، با خراب کردنِ آن دیوار، با غرق شدنِ آن کشتی، … می‌گوید :نگفتم که ایمان نداری؟ و در پاسخ می‌شنود که : صبر خواهم کرد و عاصی نخواهم شد.امروز امّا ما عاصی شده‌ایم. دیگر صبر نداریم. عاصی شده‌ایم، نه نسبت به واقعیتی که نمی‌فهمیم، بلکه نسبت به خودمان. نسبت به توهمات‌مان. به این‌که هر بار امید بستیم و هر بار ناکام ماندیم. اینست که دل از حقیقت‌مان کنده‌ایم. خضر را تنها گذاشته‌ایم. همراهی‌اش نمی‌کنیم. ایستاده‌ایم و سر به زیر شده‌ایم. پذیرفته‌ایم که‌بی ادعا باشیم، سرِمان به کارِ خودمان باشد. جامعه و تاریخ را بسپاریم به دستِ سیاست‌مدار و قدرتمدار، و زندگی‌مان را بکنیم.  ادامه در زمان بی کرانه ، ایران جاودانه...اکرنه
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
امروز وقتی داشتم از دانشگاه بر میگشتم توی ایستگاه متروی شهید نواب صفوی ، ناگهان یه صدایی شنیدم وقتی برگشتم متوجه شدم که یکی از پرسنل مترو دچار برق گرفتگی شده . به سرعت به سمتش دویدم و داد زدم برق رو قطع کنید ؛ تا مسئولین به خودشون بیان که برق رو قطع کنن حداقل یک دقیقه ای گذشت که خب برای برق گرفتگی مدت کمی نیست!! یکی از افرادی هم که اونجا بود به سرعت با یه لگد سعی کرد طرف رو از سیم برق جدا کنه. خلاصه تو اون گیر و دار یهو همه مردم جمع شدن دورمون و بنده خدا رو که روی صندلی نشسته بود ( کنار گیشه ی بلیط فروشی ) خوابوندن روی زمین... هی میگم لطفاً خلوت کنید بالا سرش نایستید مگه میرن؟!! خانوما میگن خاک به سرم خاک به سرم!! آقایون هم هی از همدیگه میپرسن چی شده؟ چی شده؟!!بعد پرسیدم کسی زنگ زد اورژانس؟؟ می بینم همه به همدیگه نگاه میکنن انگار که حرف عجیبی زده باشم!! منم دیدم از اونا آبی گرم نشده و نمیشه سریع زنگ زدم و اوضاع رو تشریح کردم. بنده خدا دچار تشنج هم شده بود پرسیدم کمکی میتونم بهش بکنم؟ خانوم اپراتور گفت نه! فقط دورش رو خالی کنید بهش اکسیژن برسه و تکونش هم ندید به هیچ وجه چون به قلبش شوک شدید وارد شده. منم همین رو به چند نفر پرسنلی که بالای سرش ایستاده بودن انتقال دادم و گفتم منتظر اورژانس بشید... بازم مردم همه جمع شده بودن و هی از همدیگه جزئیات ماجرا رو می پرسیدن! بعد یکی پرسید آقا کسی زنگ زده؟ جواب دادم بله زنگ زدم اورژانس بیاد! گفت ببخشید شماره اورژانس چند بود؟؟!! من یه لحظه خندم گرفت!! گفتم 115!! ولی بعدش تو دلم گفتم یعنی اینقدر تو فرهنگ سازی کوتاهی شده که مردم شماره ی اورژانس رو هم نمیدونن؟؟ الان نمیدونم اون بنده خدا حالش چطوره ولی براش آرزوی سلامتی دارم....
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
سعی نکن متفاوت باشی..فقط خوب باش..خوب بودن به اندازه کافی متفاوت هست... * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * آنروزکه سقف خانه هاچوبی بود!  گفتارو عمل درهمه جا خوبی بود! امروزبنای خانه ها سنگ شده! دلهاهمه با بنا هماهنگ شده!. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * آدمی به خودی خود نمی افتد...اگر بیفتد از همان سمتی می افتد که به خدا تکیه نکرده است... * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * وفادارترین زن ها نه موطلایی ها هستند، نه مو خرمایی ها و نه مو مشکی ها.... بلکه مو خاکستری ها هستند! چارلی چاپلین * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *همیشه آغاز راه دشوار است ، عقاب در آغاز پر کشیدن ،پر میریزد ولی در اوج حتی از بال زدن هم بی نیاز است * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * دنیای بیرحمیست چه زود پیش چشم عزیزانمان ارزان می شویم چاره کم کردن رابطه ست که لااقل  به مفت نفروشنمان * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد اما هر وقت تنم به جماعت نادان خورد گفتند: "مگه کوری؟ * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * مشکلات امروز تو برای امروز کافی ست، مشکلات فردا را به امروز اضافه نکن. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * بی دلیل نیست که روی حرفمان نمی مانیم؛ما روی زمینی زندگی می کنیم که هر روز خودش را دور می زند! * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * افسوس...آن زمان که باید دوست بداریم کوتاهی می کنیم آن زمان که دوستمان دارند لجبازی می کنیم و بعد برای آنچه از دست رفته آه میکشیم . . * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * سعدی کجایی ؟ بنی آدم ابزار یکدیگرند * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * من اناری را میکنم دانه و به دل می گویم کاش این مردم دانه های دلشان پیدا بود!! " * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * راه که می روم مدام بر می گردم پشت سرم را نگاه می کنم دیوانه نیستم خنجر از پشت خورده ام * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ما آدم‌ها موجودات عجیبی‌ هستیم وقتی‌ میگوییم تنهایم بگذار یعنی‌ ، بیش از همیشه به وجودت احتیاج دارم . * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * دنیای ما پر از دست هائی است که خسته نمی شوند از نگه داشتن نقابها * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * دلم واسه اول دبستانم تنگ شده که وقتی تنها یه گوشه ی حیاط مدرسه وایسادی یه نفر میاد و بهت میگه با من دوست میشی؟ * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * امروز زندگی را آغاز کن! امروز مخاطره کن! امروز کاری کن! نگذار که به آرامی بمیری! شادی را فراموش نکن.. . پابلو نرودا * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * چه تند می تپد قلب این باران انگار ستاره ای از اسمان غلتیده شاید تبر کمر بر قتل عاطفه ای بسته چه تند می تپد قلب این باران امشب مبادا شب ((امید))خود را از دست دهد * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * امروز را برای بیان عشق به عزیزانت غنیمت شمار ؛ شاید فردا احساسی باشد اما عزیزی نباشد * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * بغض،  بزرگترین نوع اعتراض در برابر آدم هاست... اگر بشکند دیگر اعتراض نیست التماس است! " دکتر علی شریعتی " * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * گــاه در زنـدگـی ، موقعیت هایی پــیش مــی آیــد کــه انسان بـایـد تــاوان دعـاهــای مــستجاب شده خــود را بپــردازد ... ! * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * عشق همزمان که قلب آدمی را پرمی کند، مغز او را خالی می کند * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * اگـر حـق با شماســت خشمگیـن شدن نیازی نیست ، و اگــر حــق با شما نیست .. هیـچ حقی برای عصبانی بـودن ندارید!! * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ﮔﯿﺮﻡ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺳﯿﺎﻩ ﻭ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﺍﺳﺖ ، ﺗﻮ ﺷﻤﻊ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﻦ ﺗﻮ ﻧﻤﯽﺧﻮﺍﻫﺪ ﮔﺰﺍﺭﺷﮕﺮ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﺑﺎﺷﯽ ﺷﻤﻊ ﺑﺎﻥ ﮐﻮﭼﮏ ﻧﻮﺭﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ ﺍﯾﻦ همه ی ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺭﻭﺷﻨﺎﯾﯽﺍﺯ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور، و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان! * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * پیــری آن نیســت که از سر بزند موی سپــید هــــــر جوانی که به  دل عشـــق ندارد پیــر است * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * بی درد و بی غم است چیدن رسیده را خامیم  و درد ما از کال چیدن است * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ایمان یک باره نیست باید ایمان رو زندگی کرد تا به وقتش نجاتت بده.. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * هر که مهلتش به سر امده مهلتی می طلبد و به هر که مهلتی داده می شود در انجام کار امروز و فردا می کند زمان دریاب * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * هر افتادنی همان برخاستن است. آن کس که به این حقیقت ایمان دارد به راستی خردمند است * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * فریب مشابهت روز و شب‌ها را نخوریم امروز، دیروز نیست و فردا امروز نمی‌شود .. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * آدمهای بزرگ،کسانی نیستند که شکست نخورده‌اند؛ کسانی هستند که بعد از شکست،پیروز شده‌اند... * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * گر قلوه سنگ های ته جوی نبود ، ترنّم زیبای آب را چگونه می شنیدیم و اگر سختیها ی زندگی نبود ، چگونه خوبیهای آنرا حس می کردیم * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * یادمان باشد عاشق کور است اما احمق نیست... * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * در یک رابطه دو نفره وقتی دو نفر هیچ مشکلی با هم ندارند؛ حتما یکی از آنها تمام حرفای دلش را  نمی گوید شکسپیر * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * راه که می روم مدام بر می گردم پشت سرم را نگاه می کنم دیوانه نیستم خنجر از پشت خورده ام
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
در خالصانه ترین گوشه ی قلبم... آنجا که خبر از فراموشی نیست... تنها یاد توست که می درخشد...
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
دارم کباب درست میکنم... روی منقل سیخای کباب رو می گردونم... اومده خودش رو لوس کرده با لحن بچه گونه میگه : - عشقم داری کباب درست میکنی؟ میگم : - پ نه پ دارم فوتبال دستی بازی میکنم!!به دوستم میگم من عاشق ماشینای شاسی بلندم... میگه منظورت پرادو و رونیز و ایناست؟! میگم: پ نه پ؟! منظورم تراکتور و کامیون و اوناست!!! *** ماشینه تا شیشه جمع شده ... یه نفر اون بغل افتاده روش رو با پارچه سفید پوشوندن... یکی داشت رد می شد گفت : مرده؟! گفتم : پ نه پ؟! تصادف خستش کرده اون کنار گرفته خوابیده!!!
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad

I am sweet, but honey is you . Flower is me , but fragrance is you . Happy I am but reason is YOU
-----------------------------
پرواز کن آنگونه که می‌خواهی ...
وگرنه پروازت می‌دهند آنگونه که می‌خواهند ...
------------------------------
این شعاری بود که سالها توی وبلاگم نوشته بودم ... از هواداران و اعضای پیشین باشگاه هواداران پرشین‌بلاگ هستم. بعد از چند سال وبلاگ نویسی مداوم به دلایلی کوچ کردم به این وبلاگ جدید ... وبلاگی جدید در محیط و سرویسی جدید ... همچون بهاری که همراه عشق به زندگیم پای گذاشت بهاری جدید را در زندگی مجازیم تجربه خواهم نمود... این بار اما از گذشته ها گذشته‌ام(!) و به حال رسیده‌ام و به فردایی بهتر برای ''ما" می‌اندیشم...
-----------------------------
چه تقدیری از این بهتر..؟
من از عشق تــــــو می‌میرم..!
-----------------------------
این وبلاگ در گذشته در سیستم وبلاگ‌دهی میهن‌بلاگ آریوداد نام داشت و در آدرس http://Ariodaad.MihanBlog.Com منتشر میشد که با اعلام تعطیلی سایت میهن‌بلاگ ، با نام و آدرس فعلی در اینجا به راه خود ادامه می‌دهد! بنابراین دیدن نام و آدرس وبلاگ قبلی روی بخش زیادی از تصاویر این وبلاگ امری عادی است!

بایگانی