Sourire

میزی برای کار|کاری برای تخت|تختی برای خواب|خوابی برای جان|جانی برای مرگ|مرگی برای یاد|یادی برای سنگ|این بود زندگی؟؟؟

Sourire

میزی برای کار|کاری برای تخت|تختی برای خواب|خوابی برای جان|جانی برای مرگ|مرگی برای یاد|یادی برای سنگ|این بود زندگی؟؟؟

سلام خوش آمدید

۱۱۷ مطلب با موضوع «اجتماعی» ثبت شده است

عاقبت وبلاگستان فارسی

در شرایط فعلی و با توجه به اینکه در سطح جهان وبلاگ‌نویسی به سبک قدیم چندان رایج نیست و به اصطلاح از بورس افتاده، و با توجه به هزینه‌های نگهداری سایت‌های وبلاگدهی فارسی و درآمدهای ناچیز از راه تبلیغات، شاهد رکود در این سیستم‌ها هستیم.

تا همینجا هم البته دوستان در میهن‌بلاگ، بلاگفا، بلاگ‌اسکای، پرشین‌بلاگ و بیان برای نگهداری از اطلاعات کاربران زحمت زیادی متحمل شده‌اند و باید به آنها دست مریزاد گفت.

اما وقتی به شرایط سکوت و سکون این سرویس ها نگاه می‌کنیم، به نظر می‌آید در آینده‌ای نه چندان دور باید نگران از دست رفتن نوشته‌هایمان در طول این سال‌ها باشیم.

  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
و در نهایت... روانکاو - The Mentalist

سال ۱۳۸۸ یا ۸۹ بود که با سریال The Mentalist آشنا شدم. همزمان با این سریال ، سریال‌های دیگری را دنبال می‌کردم. آن زمان فروم‌های فعال زیادی بودند که فیلم‌بازها در آن فعالیت می‌کردند و تجربیات و نظرات خودشان را راجع به فیلم‌ها و سریال‌ها به اشتراک می‌گذاشتند. سایت‌هایی مثل ایران‌فیلم هم بودند که هفته به هفته و تقریبا به روز -شاید با دو تا سه روز تأخیر- قسمت‌های جدید سریال‌ها را منتشر می‌کردند و به راستی که چه خدمت بزرگی به ذائقه فیلم‌بینی خیلی‌ها انجام می‌دادند که الان متأسفانه دیگر اثری از آنها باقی نمانده است...

  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
انتخابات آمریکا بیش از آنکه در وضعیت اقتصادی آن کشور تأثیرگذار باشد، نرخ ارز و طلا و سایر اقلام که در بازار ایران رشد بی‌رویه‌ای داشتند را تحت تاثیر خود قرار داد! حال باید دید این روند نزولی با اعلام نتایج برنده این انتخابات همچنان ادامه‌دار خواهد بود یا با حبابی بزرگ‌تر روبرو خواهیم شد؟!
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
و بعد از سالها... علت مرگ رابین ویلیامز در مستند آرزوی رابین

امروز به تماشای مستند " آرزوی رابین " نشستم که برشی از زندگی این کمدین سینمای هالیوود تا روز پایانی زندگیش بود. در این مستند دوستان و همسایگان و پزشکان درباره شخصیت و زندگی رابین ویلیامز صحبت می‌کنند. از چگونگی حضور این بازیگر در آخرین سکانس‌های فیلم سینمایی "شب در موزه ۳" که همه کسانی که در لوکیشن و در طول فیلمبرداری این فیلم سر صحنه حضور داشتند همگی متوجه بودند که یک مورد غیر عادی در رابین ویلیامز مشهود است! اینکه او را هرگز اینچنین ندیده بودند.

رابین ویلیامز فرد طناز ، شوخ و باهوشی بود که دیالوگ‌ها را به راحتی حفظ می‌کرد و در بسیاری از سکانس‌ها بداهه‌پردازی داشت. اما ظاهرا در دو فیلم آخر خود که بصورت همزمان در آن حضور داشت به طرز عجیبی خودباوری را از دست داده بود و دیالوگ‌ها را به سختی به یاد می‌آورد.

در دو سال پایانی زندگی‌اش ، او و همسرش متوجه بیماری شده بودند اما پزشکان بیماری او را پارکینگسون تشخیص داده بودند و این همان موردی بود که بلافاصله بعد از خبر ناگهانی فوت رابین و انتشار اخبار ضد و نقیض و شایعه‌هایی مبنی بر اُوِر دوز ، الکلی بودن ، ورشکستگی ، افسردگی حتی خودکشی به دلیل اطلاع از خیانت همسرش و... که همگی در روزهای بعد توسط همسرش تکذیب و این بیماری بعنوان علت اصلی بطور رسمی اعلام شد.

در این مستند مشخص می‌شود که پزشکان بیماری رابین ویلیامز را به درستی تشخیص نداده و او به بیماری "زوال مغز" یا "Lewy Body Dementia" مبتلا بوده که دروه‌های پایانی زندگی‌اش بیماری به شدت پیشرفت کرده و کل سیستم عصبی مغز را درگیر کرده است.

این بیماری به تدریج باعث ایجاد توهم ، خواب‌زدگی و... می‌شود که این بیماری پس از مرگ وی و کالبدشکافی توسط پزشکان تشخیص داده شد.

آخرین سکانس این فیلم پیدا کردن کتابی در کشوی میز کار رابین توسط همسرش بود که رابین ویلیامز روی صفحه اول آن نوشته بود:

 

امیدوار است روزی بتواند کاری کند تا مردم کمتر بترسند...

  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
امن‌ترین پیام‌رسان دنیا

پیام‌رسان‌ها اپلیکیشن‌هایی هستند که در ابتدا با هدف آنچه که از نامشان بر می‌آمد ، یعنی پیام‌رسانی فوری به وجود آمدند. شاید تا حدودی بتوان گفت که بیسفون ایرانی و بعدها بصورت کمی جهانی‌تر ، تلگرام (در دنیا تلگرام به اندازه آنچه که در ایران محبوب است محبوبیت ندارد) ، تعریف جدیدی از پیام‌رسانی را ارائه دادند که در آن علاوه بر پیام‌رسانی بصورت کاربر به کاربر ، کاربر به گروهی از مخاطبان (کانال) نیز میسر شد.

اگر کمی تأمل کنید می‌بینید که در دنیای امروز هر آنچه که نیازهای ما را بهتر ، سریع‌تر و راحت‌تر بر طرف می‌سازند به همان اندازه نیز امنیت اطلاعاتی ما را به خطر انداخته یا خود از اطلاعات ما کسب درآمد می‌کنند بدون آنکه خیلی از ما کاربران توجهی به این موضوع داشته باشیم.

بطور مثال همه تقریبا می‌دانیم که گوگل چگونه با انواع خدمات خوب و محبوبی که در اختیار ما قرار می‌دهد ، به نوعی نیز ما را در سیطره خود گرفته و تقریبا اجازه خروج ما را از محدوده‌ای که برایمان تعریف کرده نمی‌دهد! این نه به معنای اجبار مستقیم که معنای اجبار مفهومی و عملی است! هر کدام از بسیاری اکانت یا حساب‌های Cloud متصل به حساب کاربری خود در گوگل داریم. با امکاناتی که گوگل در اختیار ما قرار می‌دهد فارغ از اینکه کجا هستیم و چه اتفاقی برای سایر دستگاه‌های ما افتاده ، می‌توانیم از طریق حساب گوگل خود ، مخاطبان ، پیام‌ها ، حساب‌ها و... را مدیریت کنیم و یا مثلا از دسترس دستگاهی که گم کرده‌ایم خارج نماییم تا مورد سوء استفاده قرار نگیریم! در ازای همه اینها گوگل به انبوهی از اطلاعاتی که می‌دانیم یا حتی اصلا فکرش را نمی‌کنیم دسترسی داشته و از آنها سوء استفاده در جهت پیشبرد اهدافش می‌کند!

این تنها یک مثال از هزاران امکانات خوب و محبوب است که در ازایش مشخص نیست چه حجم از اطلاعاتمان را در اختیار غول‌های اطلاعاتی قرار می‌دهیم.

حال برگردیم به مبحث پیام‌رسانی!

در دنیا برای جلوگیری از سوء استفاده‌های بیشتر از اطلاعات کاربران ، مچموعه‌های غیر انتفاعی‌ای در طول سال‌ها شروع به فعالیت نموده‌اند و بصورت مشارکت عمومی سعی در افزایش امنیت اطلاعات کاربران می‌نمایند.

یکی از این مجموعه‌های غیر انتفاعی چند سالی است در حوزه پیام‌رسانی حرف اول در حوزه امنیت اطلاعات را می‌زند و عنوان امن‌ترین پیام‌رسان دنیا برازنده این اپلیکیشن است!

در ادامه این نوشته پاسخ چند سوال داده خواهد شد:

- محبوب‌ترین پیام‌رسان‌ها در بین ایرانی‌ها تا چه حد به امنیت کاربرانشان اهمیت می‌دهند؟

- کدام پیام‌رسان‌ها پیام‌های ارسالی را رمزگذاری می‌کنند تا قابل رویت توسط کسی نباشند؟

- آیا واقعا پروتکل امنیتی END TO END ENCRYPTION واتس‌اپ درست کار می‌کند؟

  • ۰ نظر
  • ۰۳ شهریور ۹۹ ، ۰۶:۵۷
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
راه برون‌رفت کشور از اوضاع نابسامان تورم همزمان با رکود و جلب رضایت مردم و جامعه کارگری

از روزهای پایانی سال ۱۳۹۸ و جلسه‌هایی که منتج به خروجی برای کارگران نشد تا همین چند هفته قبل که بالاخره مصوبه‌ای بدون امضای نمایندگان کارگری کارگروه تعیین مزد ابلاغ شد ، کارگران مانند همیشه منتظر مصوبه‌ای بودند تا شاید کمکی باشد به سبد معیشت خالیشان! به رغم صحبت‌هایی که از طریق خبرها مبنی بر اعتراض و شکایت به دیوان عدالت اداری به گوش می‌رسد، به نظر می‌آید که دیگر نباید منتظر تغییری در بخشنامه مزد ۹۹ باشیم و الباقی هیاهوها بیشتر جنبه سیاسی ماجراست و شاید هم تظاهر به اختلاف میان نمایندگان کارگری با دولت بر سر مصوبه اخیر تا شاید کارگران باور کنند که برای صدایشان گوش شنوایی هست!

  • ۰ نظر
  • ۱۲ ارديبهشت ۹۹ ، ۲۱:۵۲
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
در دوران افول سرویس‌های وبلاگ‌دهی و وبلاگ‌نویسی و استقبال کم کاربران از این مدیا و در عوض رجوع به شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌ها ، پرشین اِستَت یکی از اولین سرویس‌های ایرانی آمارگیر صفحات در اینترنت هم در سکوت خبری از دسترس خارج شد.
  • ۰ نظر
  • ۰۳ اسفند ۹۸ ، ۰۰:۰۱
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
شب گذشته به یکی از مساجدی رفتم که آقای دکتر رائفی پور در آن سخنرانی داشت؛ در طی این سخنرانی یاد گرفتم که چگونه دعا کنم و به نظرم رسید که در اینجا نیز آن را با شما سهیم شوم. برای دعا کردن ابتدا باید چند چیز را بدانیم اول آنکه دعاهای ما حتما مستجاب خواهد شد بنابراین اگر دعایی کردیم و فکر کردیم که دعاهای ما مستجاب نمی شود فکر غلط است اگر دعای ما مستجاب نمی‌شود به این دلیل است که ما درست بلد نیستیم دعا کنیم. دعا کردن هم مثل تمام کارهای دیگر روش خاص خود را دارد اما باید بدانیم که برای چه دعا می کنیم و چگونه دعا می‌کنیم و از چه کسی می‌خواهیم. ما باید بدانیم که ما فقط درخواست کننده هستیم و آن که تمام امور در دست اوست خدای یکتاست. خداست که می‌داند خیر ما در چیست و چه کاری برای ما شر در پی دارد؛ بنابراین اگر ما دعایی می کنیم و از نتیجه آن مطلع نیستیم باید به خدا اطمینان کنیم و بدانیم که اگر دعای ما مستجاب نشد خیر ما در مستجاب نشدن آن دعاست. دعاهای ما به سه طریق مستجاب می شوند روش نخست اینکه دقیقاً همان چیزی که دعا می‌کنیم برای ما اتفاق می‌افتد روش دوم این که آن چیزی که ما دعا میکنیم به خیر و صلاح ما نیست و بنابراین به آن نتیجه دلخواهی که مدنظر ماست نمی رسیم و فکر می کنیم که دعاهای ما مستجاب نمی شود در صورتی که این به صلاح خود ما بوده است. روش سوم نیز این است که دعای ما ذخیره می‌شود برای آخرت و در آخرت به نتایج مطلوب خواهیم رسید که این رضایت‌بخش‌تر است! بطوریکه شاید در آن زمان بگوییم کاش دعاهای ما در این دنیای فانی مستجاب نمیشد و ذخیره‌ای می‌شد برای آخرت ما!! ایراد بزرگ ما در این است که ما هرگز به خدا اطمینان نمی‌کنیم. خداست که میداند چه چیز به صلاح ماست و چه چیز به صلاح ما نیست. پس بنابراین باید در هنگام دعا کردن به او اطمینان کامل داشته باشیم و بدانیم و اطمینان کنیم که نتیجه کار هرچه که بود به صلاح ماست و خود را چون یک تکه چوبی در دریای خروشان رها کنیم. هر شب و هر روز و هر لحظه دعا کنیم. هر چه بیشتر دعا کنیم خدا بیشتر دعاهای ما را مستجاب می‌کند. اگر اتفاق خوبی برای ما رخ داد اگر پیشرفتی در کار داشتیم و یا اگر دعای ما به نتیجه رسید، در هر لحظه باید بدانیم و به این فکر کنیم و یقین کنیم که خدا مسبب بوده و ما و اطرافیان ما هیچ نقشی بجز وسیله بودن در نتیجه کار نداشته‌ایم. حتی اگر در ظاهر مشکلی برایمان پیش آمد باید یقین کنیم که خدا از خیر و صلاح ما با خبر است و اوست که می‌داند چه چیز برای ما بهتر است. پس در مواجهه با مشکلات بجای نالیدن از اینکه چرا من؟! از خودش بخواهیم در عبور از این به ظاهر مشکل یاریمان کند و در عین حال قلباً یقین و اطمینان داشته باشیم که جز این اتفاق نخواهد افتاد. خدا می‌خواهد ما بفهمیم که اوست یکتای مقتدر و هر چه خواست اوست اتفاق می‌افتد نه آنچه خواست ماست! به همین دلیل است که خیلی از مواقع در کاری که همه جوانبش را سنجیده‌ایم از جایی شکست میخوریم که حتی فکرش را نمی‌کردیم!! البته که این برای مؤمنان است! خدا دوست دارد بنده مومنش در هر لحظه چیزی از او بخواهد و به یادش باشد و از آنجا که عموما ما فقط در سختی‌ها یادش می‌کنیم گاهی تقدیر بر این قرار می‌گیرد که به خواست خود نرسیم تا یادش کنیم و از او بخواهیم... دعا کنیم... با همین نگاه به راحتی متوجه می‌شویم که چرا گاهی آنانکه مومن به خدا نیستند و به دنبال کسب درآمد و... از هر راهی هستند اتفاقا بیشتر از ما در کارهایشان گشایش اتفاق می‌افتد! همانطور که گاهی خود ما برای اینکه کسی را نبینیم و تحمل حضورش را نداشته باشیم می‌گوییم "بیا این را بگیر و برو نبینمت!"، خدا هم اینگونه با برخی از بندگان ناصالح‌اش برخورد می‌کند و آنچه که می‌خواهند را سریع مستجاب می‌کند اما وعده روز حساب پابرجاست...!! یکی بزرگترین اشتباهات ما در دعا کردن این است که آنچه را که تصور می‌کنیم برای ما خوب است از خدا می‌خواهیم و اتفاقاً برای خدا راه هم تعین میکنیم! مثلا دعا می‌کنیم خدایا فلان مشکل من حل شود از فلان طریق هم رفع شود!! چک دست کسی داریم و پول در حساب نیست، خدایا برگشت نزند و فلانی که از او طلب داریم پولمان را بدهد که حساب خالی نماند و چک برگشت نخورد!! ما با این روش دعا کردن، دعایمان مستجاب نمی‌شود. باید طوری دعا کنیم که خیرمان را از آن طریقی که خدا می‌داند بخواهیم. گاهی آنچه که برای ما خیر است برای دیگری شر است! می‌گوییم خدایا باران ببارد تا محصول پرباری داشته باشیم در حالیکه شاید کمی‌ آن طرف‌تر کسی که سقف خانه‌اش سوراخ شده دعا می‌کند که باران نبارد!! و اگر باران بارید دچار غرور می‌شویم که این من بودم که خواستم و اگر نبارید می‌نالیم که خدا ما را فراموش کرده و دعاهای ما مستجاب نمی‌شود. دعا که میکنیم باید خیر عمومی را بخواهیم، فردی به همه قضایا نگاه نکنیم. از همین لحظه دم به دم یادش کنیم. علی به ذکر الله تطمئن القلوب. راه که می‌رویم، نفس که می‌کشیم، به مقصد که می‌رسیم... شکر کنیم که خواست خدا در این بوده است. درست دعا کنیم و زیاد دعا کنیم تا مستجاب شود.
  • ۰ نظر
  • ۰۵ خرداد ۹۸ ، ۲۲:۲۰
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
حدود یک دهه از تجربه وبلاگ‌نویسی من می‌گذرد. چه روزها و شب‌هایی که در کنار مانیتور گذشت. ده سال در دنیای مجازی با ماندگارترین نوع انتشار محتوا گذشت. این روزها اما دچار تب انتشار و بازنشر در شبکه‌های اجتماعی شده‌ایم. پست‌هایی که حتی شاید در بازنشرشان تلاش نکرده باشیم یک بار هم خودمان بخوانیم  صرف اینکه فردی منتشر کرده و لایک خورده ، ما هم باز نشر می‌کنیم! پست‌هایی که امروز و حتی این ساعت منتشر شوند اما در ساعتی بعد حتی یادی از آنها در خاطرمان نیست و اثری هم در آن شبکه‌های مجازی از آنها نمانده. حتی رد پایی هم در موتورهای جستجو از آنها نمیتوان یافت. و این بزرگترین تفاوت ماندگاری وبلاگ و وبلاگ‌نویسی در مقایسه با این شبکه‌های نوظهور است و افسوس که این روزها وبلاگ‌نویسی در افول و رو به نابودی است...
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
از دیرباز با پرشین بلاگ

اولین تصویری که بلاگرهای قدیمی در ذهن دارند همین تصویر است...حالا کمی بیش از پانزده سال گذشته...تیم ایده‌پرداز ، نوآور و خلاق و مدیریت اولیه در پرشین بلاگ، موسسان واقعی وبلاگستان فارسی که شامل #بهرنگ_فولادی ، #سهند_قانون و #عطا_خلیقی_سیگارودی بودند به هزار و یک دلیل پس از دوره‌ای شراکت آن را به طور کامل واگذار کردند...سالها گذشت و #پرشین‌بلاگ با مدل جدیدی مدیریت شد. بارها #فیلتر و سپس رفع فیلتر شد. مدیرانش گاهی به جرایم نا مشخص بازداشت شدند!اگر درست ذهنم یاری دهد اولین و آخرین باری که این لوگوی جدید پرشین‌بلاگ را دیدم در جشن ۹ یا ۱۰ سالگی‌اش بود... در آن جشن از لوگو تایپ جدید رونمایی شد و وعده‌هایی هم از تغییرات گسترده که با تغییر در لوگو آغاز می‌شد به کاربران داده شد. وعده‌هایی که در عمل، رنگی از واقعیت و عمل به خود ندید.با وجود حفظ موتور اولیه در این سالها اما ، پرشین بلاگ تغییراتی بسیار جزیی در صفحات داخلی‌اش داشت. مثل پنل مطالب جدید منتشر شده در صفحه اصلی میز کار که بعدها حذف شد ، یا انتقال مطالب از بلاگر به پرشین‌بلاگ و ...اکنون که در حال انتشار این پست هستم دل‌نگران مطالبی هستم که در وبلاگ‌های قدیمی‌ام بود و حالا دیگر در دسترس نیست... کلا دیگر وبلاگم در دسترس نیست. نمیدانم چرا اما از همان روز اول هم وبلاگ من مشکل داشت!  نسخه‌ی پشتیبان نمی‌داد، آدرس پست‌ها گاهی اشتباه از آب در می‌آمد و ... حالا هم که دیگر از دسترس خارج شده...محیط این پرشین‌بلاگ جدید بد نیست ؛ اما نیازمند بررسی دقیق‌تر و گشت و گذار بیشتر است. محدودیت‌ها خیلی زیاد شده است. مثلا دسته بندی موضوعی یا ساخت صفحات جداگانه به نظر حذف شده است. وبلاگ و وبلاگ‌نویسی به #لینکستان اش معروف بود که آن هم ظاهرا دیگر وجود ندارد.دل نگران کننده‌تر اینکه به سبب اجتماعی‌تر شدن پرشین‌بلاگ به نظر می‌آید امکان انتشار پست‌ها روی دامین جداگانه از دسترس خارج شده باشد. البته پیش از این نیز چنین امکانی در پرشین‌بلاگ مشابه آنچه در دیگر سرویس‌ها شاهدش بودیم وجود نداشت و مستلزم تهیه هاست و دامین برای انتشار وبلاگ روی دامین شخصی بود. حالا اما تصور اینکه پست‌ها با این ورژن جدید چگونه روی هاست و دامین کاربران قدیمی پرشین‌بلاگ قرار خواهد گرفت را باید دید...همین که امکان کپی‌برداری نیست امکان خوبی است اما به کدام بها؟هنوز نمی‌توان با قاطعیت از این تغییرات خرسند بود و یا در نقدش بی‌رحمانه گفت... شاید #زمان لازم است تا بهتر این پرشین‌بلاگ #نوجوان را بشناسیم...

  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad

I am sweet, but honey is you . Flower is me , but fragrance is you . Happy I am but reason is YOU
-----------------------------
پرواز کن آنگونه که می‌خواهی ...
وگرنه پروازت می‌دهند آنگونه که می‌خواهند ...
------------------------------
این شعاری بود که سالها توی وبلاگم نوشته بودم ... از هواداران و اعضای پیشین باشگاه هواداران پرشین‌بلاگ هستم. بعد از چند سال وبلاگ نویسی مداوم به دلایلی کوچ کردم به این وبلاگ جدید ... وبلاگی جدید در محیط و سرویسی جدید ... همچون بهاری که همراه عشق به زندگیم پای گذاشت بهاری جدید را در زندگی مجازیم تجربه خواهم نمود... این بار اما از گذشته ها گذشته‌ام(!) و به حال رسیده‌ام و به فردایی بهتر برای ''ما" می‌اندیشم...
-----------------------------
چه تقدیری از این بهتر..؟
من از عشق تــــــو می‌میرم..!
-----------------------------
این وبلاگ در گذشته در سیستم وبلاگ‌دهی میهن‌بلاگ آریوداد نام داشت و در آدرس http://Ariodaad.MihanBlog.Com منتشر میشد که با اعلام تعطیلی سایت میهن‌بلاگ ، با نام و آدرس فعلی در اینجا به راه خود ادامه می‌دهد! بنابراین دیدن نام و آدرس وبلاگ قبلی روی بخش زیادی از تصاویر این وبلاگ امری عادی است!

بایگانی