- ۰ نظر
- ۱۹ بهمن ۹۰ ، ۲۱:۵۳
با طلوع آفتاب در آفریقا،غزال شروع به دویدن می کند و می داند که باید از شیر سریعتر باشد تا زنده بماند...!
با طلوع آفتاب در آفریقا،شیر شروع به دویدن می کند و می داند که باید از غزال سریعتر باشد تا از گرسنگی نمیرد...!
مهم نیست که تو غزال هستی یا شیر؟! با طلوع آفتاب دویدن را آغاز کن...!
چنین است رسم سراى کهن
گاهى طبل شادى،گاهى کوس غم
چنین است رسم سراى سپنج
گاهى ناز و نوش و
گاهى درد و رنج
چنین است رسم سراى فریب
گاهى در فراز و
گاهى در نشیب
به بازیگرى ماند این چرخ مست
به بازیگرى نماید به ٧٠ دست
شیشهى پنجره را باران شست...
از دل تنگ من اما چه کسى نقش تو را خواهد شست..؟!
میخوام دوباره تب کنم...
گر بگیرم نفس نفس...
با یک ترانه گل کنم...
تازه بشم،همین و بس!
اما یه چیزى کم دارم!
چیزى به رنگ چشم تو...
غم غریب یک سفر...
غم قشنگ چشم تو...