Sourire

میزی برای کار|کاری برای تخت|تختی برای خواب|خوابی برای جان|جانی برای مرگ|مرگی برای یاد|یادی برای سنگ|این بود زندگی؟؟؟

Sourire

میزی برای کار|کاری برای تخت|تختی برای خواب|خوابی برای جان|جانی برای مرگ|مرگی برای یاد|یادی برای سنگ|این بود زندگی؟؟؟

سلام خوش آمدید

۱۸ مطلب در آبان ۱۳۹۰ ثبت شده است

بنویس بر یاس کبود-----بنویس بر باور دور بنویس از من بنویس-----بنویس عاشق یکی بود بنویس...بنویس...بنویس...   آه...قصه بگو -----از این عاشق دور تو از این تنهای صبور ----- بی تو شکست چو جام بلور بنویس بر یاس سپید ----- بنویس از عشق و امید بنویس دیوانه ی تو ----- به خود از عشق تو رسید بنویس...بنویس...بنویس... تو...موج غرور ----- این دل سنگ صبور بنویس از آن که چو اشک ----- از دیده چکید بدون دریغ بنویس دنیای منی ----- همه ی رویای منی منم اون بی تابی موج ----- تو هنوز دریای منی بنویس...بنویس...بنویس...
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
سخت آشفته و غمگین بودم…به خودم می گفتم:بچه ها تنبل و بد اخلاقنددست کم میگیرنددرس ومشق خود را…باید امروز یکی را بزنم، اخم کنمو نخندم اصلاتا بترسند از منو حسابی ببرند…خط کشی آوردم،درهوا چرخاندم...چشم ها در پی چوب ، هرطرف می غلطیدمشق ها را بگذارید جلو، زود، معطل نکنید !اولی کامل بود،خوب، دومی بدخط بودبر سرش داد زدم...سومی می لرزید...خوب، گیر آوردم !!!صید در دام افتادو به چنگ آمد زود...دفتر مشق حسن گم شده بوداین طرف،آنطرف، نیمکتش را می گشتتو کجایی بچه؟؟؟بله آقا، اینجاهمچنان می لرزید...”پاک تنبل شده ای بچه بد ”" به خدا دفتر من گم شده آقا، همه شاهد هستند"”ما نوشتیم آقا ”بازکن دستت را...خط کشم بالا رفت...   ادامه ی مطلب در جایی برای تنفس
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
یادم نمیره زمانی رو که کلبه رو ساختم... تاریخ و ساعت این پست رو عمداً تغییر دادم و گذاشتم رو همون ساعت اولین پست وبلاگم... دو سال پیش کلبه این شکلی بود! و چقدر کامنت داشتم که این قالب تکراریه و قالبت رو عوض کن! منم بلد نبودم اون موقع! حتی یادمه روز اول یه کامنت داشتم که گفته اگه خواستی تو این لینک باکس ثبت نام کن! البته اسپم نبودا.یکی از دوستام بود.  من کلی تو نت چرخیدم تا فهمیدم لینک چیه! تبادل لینک چیه! لینک باکس چیه و ازین حرفا!!! یادش بخیر... روز اول کلبه رو با نسخه ی قدیمی و موبایلی پرشین بلاگ ساخته بودم. کمبود امکانات بود دیگه! قرار هم نبود اینجوری بشه... کلبه ی ایرانیان رو با یه شکل و شمایل دیگه ای می خواستم ادامه بدم ولی اتفاقات زندگی همیشه اون چیزی نیست که آدم میخواد... گاهی اون چیزیه که فقط خدا میدونه برات بهتره... از زمانی که م.م ازدواج کرده مدت زیادی میگذره... فکر نمیکردم ادامه بدم...  حتی چند تا پست خداحافظیم تو این وبلاگ دارم!!  حالا اینکه چرا می نویسم بر میگرده به اینکه وبلاگ نویسی دیگه برام شده یه عادت... و از اون مهمتر تک تک دوستای وبلاگیم برام مثل برادر و خواهرن... تو دوره های مختلف خواهر برادرهای مختلف داشتم... مریم که اصلا از ذهنم نمیره... هنوزم گاهی بهش سر میزنم ولی دیگه آپ نمیکنه... صنما هم یکی دیگه از اون دوست داشتنی ها بود که دیگه خبری ازش نشد... ف.ی.س.ب.و.ک.ی که شد دیگه خیلی کم وبلاگشو آپ کرد... و امروز یکی از بهترین دوستام لیلی ساست ؛ بی نام بانو و ستاره رو هم دوست دارم. اسم ستاره اومد... مشکلی داره... نمیدونم چی ولی هرچی که هست... ایشالله که حل بشه... خب دیگه شمع های امسالو دوست دارم با همدیگه فوت کنیم... همگی یه نفس عمیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــق... 1 ........................ 2 .......................... 3 جان؟ شمام کیک میخوای؟ شرمنده این فقط عکسه!! کیکی در کار نیست!! اینجا همه چی مجازیه!!
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
اولین روز بارانی را به خاطر داری؟ . .  غافلگیر شدیم, چتر نداشتیم, خندیدیم, دویدیم, و به شالاپ شلوپ های گل آلود ، عشق ورزیدیم... دومین روز بارانی چطور؟ پیش بینی اش را کرده بودی, چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم ... سعی می کردی من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود... و سومین روز چطور؟ گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد ...  و... و... و... و چند روز پیش را چطور؟ به خاطر داری؟ که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر راه برویم . . . فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو . . . دکتر علی شریعتی
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
از عشق تو گفتیم و نمک گیر شدیم تا ساحل چشمان تو تکثیر شدیم گفتند غروب جمعه خواهی آمد... آنقدر نیامدی که ما پیر شدیم...
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
در آستانه ی ورود به سه سالگی وبلاگم ، ما با هم رکورد زدیم ! در طول این دو سالی که گذشت بیشترین آمار بازدید از این وبلاگ رو امروز داشت که با 354 بازدید تا این لحظه رکورد قبلی خودش رو 120 کلیک افزایش داده!!  این رو به خودم و وبلاگم تبریک میگم!!  مرسی که بهم سر زدید دوستای گلم
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
در راه عشق اگر سر بر جای پا نهادیم بر ما مگیر خرده ، ما را ز دست مگذار در کار ما نیاید جز عاشقی و مستی در کار ما بهایی کرد استخاره صد بار شیخ بهایی
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
می نشینم سر راهت که نگاهت به چشمان من افتد تا ببینی چرا هر دم سرشک غم... به دامان من افتد... فریدون مشیری
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad

I am sweet, but honey is you . Flower is me , but fragrance is you . Happy I am but reason is YOU
-----------------------------
پرواز کن آنگونه که می‌خواهی ...
وگرنه پروازت می‌دهند آنگونه که می‌خواهند ...
------------------------------
این شعاری بود که سالها توی وبلاگم نوشته بودم ... از هواداران و اعضای پیشین باشگاه هواداران پرشین‌بلاگ هستم. بعد از چند سال وبلاگ نویسی مداوم به دلایلی کوچ کردم به این وبلاگ جدید ... وبلاگی جدید در محیط و سرویسی جدید ... همچون بهاری که همراه عشق به زندگیم پای گذاشت بهاری جدید را در زندگی مجازیم تجربه خواهم نمود... این بار اما از گذشته ها گذشته‌ام(!) و به حال رسیده‌ام و به فردایی بهتر برای ''ما" می‌اندیشم...
-----------------------------
چه تقدیری از این بهتر..؟
من از عشق تــــــو می‌میرم..!
-----------------------------
این وبلاگ در گذشته در سیستم وبلاگ‌دهی میهن‌بلاگ آریوداد نام داشت و در آدرس http://Ariodaad.MihanBlog.Com منتشر میشد که با اعلام تعطیلی سایت میهن‌بلاگ ، با نام و آدرس فعلی در اینجا به راه خود ادامه می‌دهد! بنابراین دیدن نام و آدرس وبلاگ قبلی روی بخش زیادی از تصاویر این وبلاگ امری عادی است!

بایگانی