Sourire

میزی برای کار|کاری برای تخت|تختی برای خواب|خوابی برای جان|جانی برای مرگ|مرگی برای یاد|یادی برای سنگ|این بود زندگی؟؟؟

Sourire

میزی برای کار|کاری برای تخت|تختی برای خواب|خوابی برای جان|جانی برای مرگ|مرگی برای یاد|یادی برای سنگ|این بود زندگی؟؟؟

سلام خوش آمدید

۱۷ مطلب با موضوع «کتاب» ثبت شده است

مدتی قبل یه دوست عزیزی بهم گفت برو کتاب " موفقیت نامحدود در بیست روز " رو بخون. به دردت میخوره و به حال این روزات خیلی میاد!  راستش اون روز یکمی خندیدم تو دلمو گفتم کار من از این کارا گذشته که یه کتاب بخواد گره از کارم وا کنه...! اما خب همیشه آدما دلشون میخواد برای رها شدن از مشکلاتشون به هر چیزی چنگ بزنن بلکه واقعا جوابی بگیرن. خب اون دوست رو هم من خیلی قبول داشتم و به همین خاطر این کتاب رو گرفتم. امروز تازه دومین روز رو خوندم. به نظرم پولی که بابت تهیه ی این کتاب داده شده جای دوری نرفته! واقعا کتاب خوبیه و آدم رو به خودش میاره... خیلی دلم میخواد به برنامه هاش عمل کنم و سفت و جدی بگیرم و یه روز در میونش نکنم و نگم الان حال دارم و الان حال ندارم باشه برای فردا!!  فکر میکنم اون دوست خیلی دوستم داشت که این پیشنهاد رو به من داد. منم به شما همین پیشنهاد رو میدم. شمام کتاب موفقیت نا محدود در بیست روز اثر آنتونی رابینز و ترجمه ی فریبا جعفری رو بخونید...
  • ۰ نظر
  • ۲۸ ارديبهشت ۹۱ ، ۲۱:۳۴
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
امروز صبح رفتم کتابخونه و چند ساعتی فیزیک خوندم. خسته که شدم نزدیکای ساعت 2 بود که برگشتم خونه. بعد از ظهر یه سر رفتم بیرون و یه سری خرید انجام دادم. هنوز فرصت نشده باقی کتاب رو بخونم. 3 تا کتاب تو نوبت دارم که هر 3 تا رو هم خیلی دوست دارم هر چه زودتر بخونم و تموم کنم. اولیش " موفقیت نا محدود در بیست روز " هستش ، دومی " فاطمه ، فاطمه است " و سومی هم " از زبان داریوش. الان خوابم نمیاد احتمالا برم سراغ کتاب آنتونی رابینز که همون موفقیت نا محدود در بیست روزه. ببینم بعد از بیست روز به موفقیت میرسم یا نه؟!
  • ۰ نظر
  • ۱۰ ارديبهشت ۹۱ ، ۲۰:۴۶
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
" به عقیده ی من بزرگترین افتخاری که ملت ما در طول تاریخ خویش می تواند بدان ببالد - افتخاری مظهر گویا و درخشان نبوغ و هوشیاری اوست و نیز نشانه تشخیص درست و اندیشه ی عمیق و مقاومت در برابر زور و ظلم و باز شناختن فریب و دروغ و باز کردن مشت نیرومند خیانتکار غاصب غالب ، و عصیان در برابر نظام حاکم و تحت تأثیر قرار نگرفتن در برابر هجوم پیوسته ی امواج فریبنده ی تبلیغاتی مذهب و روحانیت وابسته به دستگاه امپراطوری خلافت و بازیافتن «حقیقت مجهول و غریب و ضعیف و پنهان در پس پرده های ضخیم و سیاه باطل مشهور و رایج و قوی » - این است که این ملت در لحظه ی هولناک و سیاه و دشواری از تاریخ ، « علی » را انتخاب کرد...!. . . بی شک چنین تصمیمی و تشخیصی در دشوارترین و هولناک ترین و تیره ترین لحظات تاریخ برای ملت ما به آسانی به چنگ نیامده است. نبوغ و هوشیاری و استقلال شخصیا و عشق به فضیلت و آشنایی و درک زیبایی های انسانی و شکوه و جلالت روح شناخت ارزشهای متعالی و استعداد فرو رفتن در اعماق و فرا رفتن به اوج و صید حقیقت در طوفان و ظلمت و وحشت ، همه در این « نژاد چند پهلوی پر ملکات » بود که توانست علی رغم قضاوت تاریخ ، خود حکمی دیگر صادر کند و در پاسخ همه ی مناره ها و محرابها و منبرها و در برابر همه ی اصحاب کبار و علما و قضات و ائمه ی رسمی دین ، علیه فریاد همه ی شمشیرهای خون آشام قدرت شکن که در شرق و غرب ، شب و روز ، همه یک صدا می گفتند «آری!» بگوید : «نه!» . . . بر خلاف آنچه امروز دشمن و دوست می پندارد ، « شیعه سنی ترین مذاهب اسلام است!» اصولاً اختلاف اصلی بر  سر این است که علی (ع) و شیعیان راستین و آگاهش از آغاز کوشیدند تا در برابر بدعتها سنی بمانند؛ سنت را نگه دارند. فاطمه فاطمه است ، اثر استاد شهید دکتر علی شریعتی *** امروز شروع کردم به خوندن کتاب «فاطمه فاطمه است» . بخش هایی از کتاب رو خوندم و ما بقی رو هم تو برنامه ریزی هر روزم میذارم که کتاب رو تموم کنم. فلسفه و دید عمیقی نسبت به اتفاقات و روایات گذشته و کنونی داره و پیشنهاد می کنم شما هم حتما بخونید...
  • ۰ نظر
  • ۰۹ ارديبهشت ۹۱ ، ۲۳:۴۸
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad

همونطور که تو تصویر می بینید بصورت شعر تو این کتاب آموزش داده شده که بچه ها... خودتون بخونید شعر دیگه من چی بگم؟! والا!!

  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad

اگه مدت زیادی از آخرین باری که از ته دل خندیدین میگذره این داستان زیبا رو بخونید تا از خنده غش کنید!!!کباب غاز که به نام از ماست که بر ماست هم شهرت داره،اثر استاد بزرگ ادبیات داستان نویسی،محـــــــــمد علی جمالزاده است.خیلی دنبال یک شرح حال خوب از این استاد بزرگ گشتم تا در این پست براتون بذارم!اگه این داستان رو نخوندید حتما بخونید!البته خیلی ها شاید تو بعضی کتب درسی این داستان رو خونده باشن اما توصیه میکنم که بازم بخونن!بدلیل زیبایی این داستان میشه اونو چند باره هم خوند و سیر نشد!البته ناگفته نماند که در کتب درسی بعضی جاها سانسور شده!!!  اما اینجا متن کاملتری هست که به خوندنش می ارزه!در واقع مثالهای خنده داری  داره که در گذشته رایج بود و الان مورد استفاده قرار نمی گیرن!قبل از شروع داستان شرح حالی از استاد بخوانیم:محمدعلی جمالزاده سال 1274 هجری شمسی در خانواده‌ای مشروطه‌خواه به دنیا آمد. در 17 سالگی برای تحصیل به بیروت رفت و پس از چندی رهسپار پاریس شد. جمالزاده پس از تحقیق درباره‌ی مزدک ، بررسی روابط قدیم روس و ایران را در مجله کاوه برلین به چاپ رساند و آنگاه «گنج شایگان» را در باب اقتصاد ایران نوشت. اولین مجموعه‌ داستان‌های کوتاه ایرانی را تحت عنوان «یکی بود یکی نبود» در سال 1300 منتشر کرد و به اعتبار همین کتاب او را آغازگر واقعگرایی در نثر معاصر فارسی دانسته‌اند. ( البته من در بسیاری از مقالاتی که درباره ی ایشان خوانده ام،از ایشان به عنوان پدر داستان نویسی ادبیات فارسی ایران نیز یاد شده! چرا که " یکی بود یکی نبود " اولین مجموعه ی داستان کوتاه ایران به حساب می آمد و تا جایی که من میدانم در آن دوره اصولا چیزی به نام داستان کوتاه در ادبیات ما وجود نداشته است!  به جز چند ترجمه از آثار بزرگان جهان که به فارسی برگرداند شده بود! ) در داستان‌های جمالزاده گوشه‌هایی از زندگی ایرانیان در دوره مشروطه به صورتی انتقادی و با نثری ساده، طنزآمیز و آکنده از ضرب‌المثل‌ها و اصطلاح‌های عامیانه، تصویر شده است. جمالزاده 15 سال در برلین ماند و در آنجا کارمند سفارت ایران بود و همزمان در روزنامه کاوه، مقاله می‌نوشت. در سال 1311 به ژنو رفت و کارمند دفتر بین‌المللی کار شد. این نویسنده در سال 1355 شرح حال خود را در «راهنمای کتاب» نوشت و مقالات زیادی نیز در بسیاری از مجلات به چاپ رساند و کتاب‌های مختلفی از جمله «خسیس» مولیر و «ویلهم تل» شیلر را به فارسی ترجمه کرد. نثر جمالزاده دلنشین و شیرین است. تسلط بر اصطلاحات مذهبی و روایات اسلامی از شاخصه‌های نثر اوست. جمالزاده در دوران کهولت به مدت پنج سال مشغول نوشتن خاطرات و مکاتبه با نویسندگان شد. وی در تاریخ 15 آبان سال 1376 در شهر ژنو سویس از دنیا رفت.از آثار زنده یاد میتوان به: - «دارالمجانین»، «سرگذشت عمو حسینعلی» در سال 1321 - «سروته یک کرباس» 1323 - «قلتشن دیوان» 1325 - «صحرای محشر»، «هزار پیشه» 1326  - «معصومه شیرازی» 1333  - «تلخ و شیرین» 1334  - «شاهکار»1337- «کهنه و نو»، « قصه قصه‌ها» و «قصه‌های کوتاه قنبرعلی» 1338  - « هفت کشور» و «غیر از خدا هیچکس نبود» 1340  - «شورآباد» 1341  - «خاک و آدم » و «صندوقچه اسرار» 1342  - «آسمان و ریسمان» 1343  - «مرکب محو» 1344- «قصه‌های کوتاه برای بچه‌های ریشدار» 1352  - «قصه ما به سر رسید» 1357                                       اشاره نمود.و اینک این داستان زیبا و خواندنی را در ادامه ی مطلب بخوانید.

  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
ویکتور هوگو از نویسنده هاى شهیر و نام آشنا ، در ٢٢ مه ١٨٨۵ در پاریس در گذشت. آرامگاه وى در پانتئون در نزدیکى پارک لوگزامبورگ است. "خواندنى ترین آرزوهاى تاریخ" نام دل نوشته هاى ویکتور هوگو است که تنها پس از درگذشت وى در منزلش پیدا شد و بدلیل شیوایى و رسایى کلامش منتشر شد. در واقع هوگو هیچ گاه قصد چاپ و انتشار دست نوشته هایش را نداشت. پیشنهاد مىکنم در ادامه ى مطلب حتما قسمتهایى دل انگیز از این کتاب را بخوانید!
  • ۰ نظر
  • ۱۴ اسفند ۸۸ ، ۰۱:۰۳
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
پس کوچه های سکوت

می خواهم بروم!

آنجا که هیچ نیست!

آنجا که روسریها را حراج نمی کنند!

آنجا که دختران سرد و بی جان را پشت شیشه ی مغازه ها اسیر نمی کنند!

آنجا که حجاب را قیمت نمی زنند!  

می خواهم بروم!

آنجا که هیچ دیواری نیست!

آنجا که ادمها مثل روز سیزده بدر ، روی یک حصیر در کنار هم هندوانه می خورند!

آنجا که برای پنهان کردن هندوانه دور خود دیوار نمی کشند...

می خواهم بروم!

 (از کتاب پس کوچه های سکوت اثری خواندنی از ماندا معینی)

  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad

I am sweet, but honey is you . Flower is me , but fragrance is you . Happy I am but reason is YOU
-----------------------------
پرواز کن آنگونه که می‌خواهی ...
وگرنه پروازت می‌دهند آنگونه که می‌خواهند ...
------------------------------
این شعاری بود که سالها توی وبلاگم نوشته بودم ... از هواداران و اعضای پیشین باشگاه هواداران پرشین‌بلاگ هستم. بعد از چند سال وبلاگ نویسی مداوم به دلایلی کوچ کردم به این وبلاگ جدید ... وبلاگی جدید در محیط و سرویسی جدید ... همچون بهاری که همراه عشق به زندگیم پای گذاشت بهاری جدید را در زندگی مجازیم تجربه خواهم نمود... این بار اما از گذشته ها گذشته‌ام(!) و به حال رسیده‌ام و به فردایی بهتر برای ''ما" می‌اندیشم...
-----------------------------
چه تقدیری از این بهتر..؟
من از عشق تــــــو می‌میرم..!
-----------------------------
این وبلاگ در گذشته در سیستم وبلاگ‌دهی میهن‌بلاگ آریوداد نام داشت و در آدرس http://Ariodaad.MihanBlog.Com منتشر میشد که با اعلام تعطیلی سایت میهن‌بلاگ ، با نام و آدرس فعلی در اینجا به راه خود ادامه می‌دهد! بنابراین دیدن نام و آدرس وبلاگ قبلی روی بخش زیادی از تصاویر این وبلاگ امری عادی است!

بایگانی