Sourire

میزی برای کار|کاری برای تخت|تختی برای خواب|خوابی برای جان|جانی برای مرگ|مرگی برای یاد|یادی برای سنگ|این بود زندگی؟؟؟

Sourire

میزی برای کار|کاری برای تخت|تختی برای خواب|خوابی برای جان|جانی برای مرگ|مرگی برای یاد|یادی برای سنگ|این بود زندگی؟؟؟

سلام خوش آمدید

سفرنامه - سفر به کوچصفهان - فرهنگ سازی ورزش

دوشنبه, ۱۲ خرداد ۱۳۹۳، ۰۸:۰۰ ق.ظ
هفته ی گذشته بدلیل فوت ناگهانی مادر خانم برادرم راهی لاهیجان شدم . چون صبح زود رسیده بودم تصمیم گرفتم بین راه توی کوچصفهان پیاده بشم و کارهای آزادی وثیقم رو انجام بدم و بعد برم لاهیجان ؛ ساعت حدود 6:30 بود . هنوز زود بود برای باز شدن دادسرا ، در نتیجه کمی پیاده روی کردم و توی کوچصفهان چرخیدم . کم کم مدارس باز شد و بچه ها رو هنگام رفتن به مدرسه میدیدم و کمتر حوصلم سر میرفت!ساعت بین ۷ تا ۷:۳۰ بود که رفتم به یک قهوه‌خانه و یک چای دبش خوردم . البته چایش دبش نه بِــرَندش! دوباره شروع به پیاده روی کردم و رفتم توی پارک نزدیک دادسرای کوچصفهان . کمی که نشستم متوجه شدم کم کم آقایان و خانم ها که بعضی هم شاغل بودند برای پیاده روی و ورزش صبح‌گاهی قبل از شروع ساعت کاری به پارک میان و توی گروه‌های دوستانه‌ی دو نفری و سه نفری خودشون شروع به ورزش و نرمش می کنند . از وسایل ورزشی موجود در پارک - که البته بخاطر رطوبت بالای هوا کمی زنگ زد بودند - استفاده میکردند . من از دیدن این صحنه ها به وجد اومدم و من هم در کنار اونها شروع به نرمش های سبک کردم و به این فکر میکردم که ورزش کردن توی کوچصفهان در این حد فرهنگ سازی شده که هم آقایون که معمولا اهل ورزش های اینجوری نیستند و هم خانم ها که معمولاً در هراس این هستند که کسی مزاحمشون نشه ، توی کوچصفهان بدون هیچ دغدغه ی خاطری از باب مسائلی که گفتم خیلی راحت مشغول ورزش کردن و لذت بردن از زندگی خودشون بودن! اما اگر همین ورزش رو توی بعضی پارک های تهران انجام بدی ( منظور پارک ها و بوستان های محلی هست نه پارک های بزرگ تهران که ورزش صبحگاهی همیشه توی برنامه اهالی اونجا هست ) یا بهت میخندن و یا اگر خانم باشی مزاحمت میشن! خوبه که این فرهنگ سازی ها توی تهران هم باشه . همیشه نباید منتظر کار مسئولین بود ، این موضوع همت خود مردم رو میطلبه. بعد از ورزش رفتم دادسرا و کارهام رو انجام دادم. حدود ۳۰۰۰۰۰ تومان از وثیقم رو بابت هزینه ی دارسی و جریمه و ... کم کردند و باقیش رو هم گفتند برو تا بریزیم ...!!
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad

سفرنامه

لاهیجان

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

I am sweet, but honey is you . Flower is me , but fragrance is you . Happy I am but reason is YOU
-----------------------------
پرواز کن آنگونه که می‌خواهی ...
وگرنه پروازت می‌دهند آنگونه که می‌خواهند ...
------------------------------
این شعاری بود که سالها توی وبلاگم نوشته بودم ... از هواداران و اعضای پیشین باشگاه هواداران پرشین‌بلاگ هستم. بعد از چند سال وبلاگ نویسی مداوم به دلایلی کوچ کردم به این وبلاگ جدید ... وبلاگی جدید در محیط و سرویسی جدید ... همچون بهاری که همراه عشق به زندگیم پای گذاشت بهاری جدید را در زندگی مجازیم تجربه خواهم نمود... این بار اما از گذشته ها گذشته‌ام(!) و به حال رسیده‌ام و به فردایی بهتر برای ''ما" می‌اندیشم...
-----------------------------
چه تقدیری از این بهتر..؟
من از عشق تــــــو می‌میرم..!
-----------------------------
این وبلاگ در گذشته در سیستم وبلاگ‌دهی میهن‌بلاگ آریوداد نام داشت و در آدرس http://Ariodaad.MihanBlog.Com منتشر میشد که با اعلام تعطیلی سایت میهن‌بلاگ ، با نام و آدرس فعلی در اینجا به راه خود ادامه می‌دهد! بنابراین دیدن نام و آدرس وبلاگ قبلی روی بخش زیادی از تصاویر این وبلاگ امری عادی است!

بایگانی