Sourire

میزی برای کار|کاری برای تخت|تختی برای خواب|خوابی برای جان|جانی برای مرگ|مرگی برای یاد|یادی برای سنگ|این بود زندگی؟؟؟

Sourire

میزی برای کار|کاری برای تخت|تختی برای خواب|خوابی برای جان|جانی برای مرگ|مرگی برای یاد|یادی برای سنگ|این بود زندگی؟؟؟

سلام خوش آمدید

۲۵۰ مطلب با موضوع «روز نوشت» ثبت شده است

میدونى قصه ى خیلى از ما آدما مثل چى مى مونه؟ مثل "پینوکیو" که همیشه "گربه نره" و "روباه مکار" گولش مى زدند! بالاخره یه روز از روى "سادگیش" دروغگو شد و مى خواست با دروغاش دروغ قبلى رو بپوشونه! اما نمى شد! چون هر بار دروغ مى گفت،دماغش دراز مى شد!!! و همه مى فهمیدن دروغ میگه! تا یه روز "فرشته ى مهربون" اومد و بهش یاد داد که دیگه دروغ نگه و در عوضش قول داد پینوکیو رو به شکل آدم در بیاره! من هم تو این دنیاى بى رحم دنبال یه "فرشته ى مهربونم!!" شاید اون فرشته "تو" باشى...!!! همه ى ما براى مقابله با "شیطان" یه "فرشته ى مهربون" مى خوایم... پس به دنبالش بگردیم...
  • ۰ نظر
  • ۰۵ اسفند ۸۸ ، ۲۳:۱۷
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
امشب شب مهتابه

شاید وقتى تو میرسى نباشم 

که دستاتو توى دستام بگیرم

نمیدونى چه حالیم از اینکه 

همون روزى تو میرسى که میرم 

بقدرى چشم برات بودم که مى شد

تموم جاده هارو تو نگام دید 

همه دلشوره ى دریا رو می شد 

تو مرداب زمین حین چشام دید

همیشه اشتیاق مبهمى هست 

واسه اونکه باید بى تاب باشه

غروبا که دلم میگیره میگم 

شاید "امشب شب مهتاب" باشه...

  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad

امشب شب عزیزیه! یعنى این ماه ، ماه محبوبیه! آخه امشب شب تولد برادرمه و چند وقت دیگه هم تولد چند تا عزیز دیگست! شاید هرگز نبینى و ندونى که وبلاگ دارم و نخونیش! اما برام مهمى! پس مى نویسم تا بمونه! احمد جان تولدت مبارک! دوستت دارم داداش!

  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
تاکنون چند بار توانسته ایم با غلبه بر خشممان لذت گذشت را بچشیم؟!

آیا طعم گذشت را چشیده اید؟ پس مى توانید مانند من به این حقیقت برسید که گذشت طعمى به شیرینى عسل و خواص عسل دارد! من نیز مانند همه ى شما بخاطر حواشى مسائل پیرامونم بارها جا زدم! و وقتى نتوانستم بر مشکلاتم غالب آیم،وقتى دیوارهاى سختى و تنگناها بلندتر شد،وقتى کسى روحم را آزرده خاطر ساخت؛وقتى عزیزى را که از او زیاد متوقع بودم! با بى اعتنایى قلبم را شکست... خشمگین شدم! بارها رنجیدم...

  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
فاطیما جان پیوندتان مبارک!

امروز ایمیل هامو چک کردم؛ طبق معمول تبلیغاتى هارو نخونده پاک کردم تا رسیدم به ایمیل فاطیما! مثل خواهرمه! اما خیلى وقت بود ازش بى خبر بودم! خوشحال شدم! برام نوشته بود ازدواج کرده! جا خوردم! انتظار نداشتم اینقدر زود ازدواج کنه! شوکه شدم!!!

به هر حال براش آرزوى خوشبختى مى کنم و اگه روزى وبمو خوند خالصانه میگم:

فاطیما جان سپید بخت باشى همیشه...

  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
روزهای سیاه‌پوش

بزرگوارى انسان در تقوا و پرهیزکارى اوست. ( امام حسین (ع) )

فرا رسیدن ایام سوگوارى سید و سالار شهیدان بر شیعیان تسلیت باد.

  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
شب پاییزیتان بخیر . . .

می گویم شب پاییزی چون شب های پاییزی یادآور قشنگترین و بهترین های دقایق زندگی‌ام بوده؛قدم زدن بر روی برگ های زرد و نارنجی و گاهی قرمز درختان که کم کمک در حال  خواب رفتن هستند...

مانند نوزادی می مانند که در وقت سرما با پتوی گرم پوشانیده شده است و با لبخندی معصومانه به خواب رفته است . پاییز برای من یادآور "عشق" است و انگیزه ای برای ادامه‌ی حیات؛ زیباترین فصل خدا که همه‌ی بزرگی و موهبت خدا گویی یکباره در این فصل گنجانده شده است. نم نم سرمایی که شروع می شود،گویی آدمها را به هم "نزدیکتر" و مانوس تر می کند،چرا که به هم نزدیکتر می شوند و "تنگاتنگ" هم راه می روند و نفس می کشند و می خوابند تا "سرمای هوای پاییز" را کمتر احساس کنند!!!

انگار شرم و حیاء از درختان رنگ می بازد و به آدمها انتقال می یابد چرا که هرچه درختان "عریان تر" می شوند،آدمهای خاکی "پوشیده تر" می گردند!

پاییز یادآور روزهای زیبای خاطرات تلخ و شیرین من است. می گویم "خاطرات تلخ زیبا" چون به تجربه یافتم تلخ ترین خاطرات نیز بعد از اندک زمانی در عین یادآوری،لبخندی هر چند تلخ به لبان ارمغان می دهد.بسان اینکه در پاییز نمی توان از سایه ی درختان استفاده کرد.اما از زیبایی رنگ خزان،"عشق" در دلت "قیلی ویلی"! می رود و چشمانت براق میگردد؛

مانند کودک ذوق زده ای می شوی که از فرط شادی گویی کاسه ی چشمانش می خواهد از حدقه در آید!!! 

وای از صبح های پاییزی که شور و اشتیاق آور است...گرگ و میش هوا،آسمان نیمه ابری و "اشکهای ریز و درشت آسمان" که بر سرمان فرو می ریزد... عشق،شور،انگیزه و باز "عشق به زندگی" در ما تجسم می یابد و دوباره فریاد می زنیم:

سلام پاییز... صبحت بخیر!!!

سلام پاییز... غروب دل انگیزت بخیر!!

!سلام پاییز... شب روح نوازت بخیر!!! 

سلام پاییز . . .

  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad

سلام معبودم . . !

"معبود عزیزم" که مرا از خاک و آب ساخته اى؛عقل دادى و چشمانى بینا و گوشهاى شنوا . . . اما با این وجود تو خود شنواتر و بیناترى؛سلام مرا بپذیر . . .

شنیدم که توسط پیامبرت فرمودى : "سلام،سلامتى مى آورد." پس با آغوش گرم مرا پذیرا باش تا بر سلامتى ام بیافزایى!

معبودم . . . مگوئید خودخواهم و تنها براى خویش سلامتى مى جویم! بلکه من "خاکى بنده اى" هستم که در دامان "محبت و گذشت" تو چشم به دنیا گشودم... معبودم . . . "چشمانم" را از من نگیر . . .

معبودم آنچه را که به صلاحم هست در راه من قرار بده و آن روز من بیشتر از امروز،با صدایی بلندتر و رساتر فریاد خواهم زد: معبودم سلام!

"دوستت دارم" ممنون از اینکه مرا در حصار سایه ى دستان خویش نگاهدار بودى . . .

  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
طلوع من!

در این تاریخ برای اولین بار به طور رسمی در سرویس پرشین بلاگ شروع به وبلاگ‌نویسی کردم. آن زمان هدف خاصی برای نوشته‌هایم نداشتم اما به مرور زمان وبلاگم سمت و سوی خودش را پیدا کرد...

و من وبلاگم را دوست می‌داشتم...

  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad
من و اتاق و تنهایی و سوگند

در اتاق کوچکم در پاسدارخانه روی تخت دراز کشیده‌ام و از روی دفتر مسعود اسدی ، دوست و یار دژبانم می‌نویسم...

 

اوایل عشقمان سوگند یاد کردی که هرگز مرا ترک نکنی...

من هم سوگند خوردم که هرگز اشک نریزم...

چه آسان تو سوگندت را شکستی...

ولی من با رفتنت باز هم حاضر به پا گذاشتن روی سوگندم نشدم...

  • ۰ نظر
  • ۲۱ مرداد ۸۷ ، ۱۰:۱۰
  • اسماعیل محمدنژاد | Esmaeil MohamadNezhad

I am sweet, but honey is you . Flower is me , but fragrance is you . Happy I am but reason is YOU
-----------------------------
پرواز کن آنگونه که می‌خواهی ...
وگرنه پروازت می‌دهند آنگونه که می‌خواهند ...
------------------------------
این شعاری بود که سالها توی وبلاگم نوشته بودم ... از هواداران و اعضای پیشین باشگاه هواداران پرشین‌بلاگ هستم. بعد از چند سال وبلاگ نویسی مداوم به دلایلی کوچ کردم به این وبلاگ جدید ... وبلاگی جدید در محیط و سرویسی جدید ... همچون بهاری که همراه عشق به زندگیم پای گذاشت بهاری جدید را در زندگی مجازیم تجربه خواهم نمود... این بار اما از گذشته ها گذشته‌ام(!) و به حال رسیده‌ام و به فردایی بهتر برای ''ما" می‌اندیشم...
-----------------------------
چه تقدیری از این بهتر..؟
من از عشق تــــــو می‌میرم..!
-----------------------------
این وبلاگ در گذشته در سیستم وبلاگ‌دهی میهن‌بلاگ آریوداد نام داشت و در آدرس http://Ariodaad.MihanBlog.Com منتشر میشد که با اعلام تعطیلی سایت میهن‌بلاگ ، با نام و آدرس فعلی در اینجا به راه خود ادامه می‌دهد! بنابراین دیدن نام و آدرس وبلاگ قبلی روی بخش زیادی از تصاویر این وبلاگ امری عادی است!

بایگانی